شرح و تفسیر چهل خطبه نهج البلاغة - ایزدی، عباس - الصفحة ٧٧ - سير١٧٢٨ على عليه السلام در بازار و اجتماع
حضرت با شدت، معاويه و اهل شام و طلحه و زبير و خوارج را توبيخ مىكند و مىفرمايد: اينها سخن خدا را نشنيدند كه مىفرمايد: (بهشت فقط براى كسانى است كه در زندگى دنيا اراده طغيان و تكبّر و فساد و تباهى ندارند). همين اندازه كه ميل قلبى و اراده برترى جويى و فساد نداشته باشند كافى است كه به بهشت بروند هرچند به مرحلۀ ترك علوّ و فساد نرسد، يعنى اگر اصلاً مرتكب ظلم و ستم و معصيت نشوند تا بخواهند آن را ترك كنند و تنها قصد و ارادۀ تركِ آن را داشته باشند، خداوند به نيت خيرشان جزا و پاداش مىدهد.
حضرت مىفرمايد اين سه طايفه روى زمين به فساد و معصيت و برترى جويى پرداختند و با امام عادل مخالف كردند و از پيروى او سرباز زدند. با استفاده از آيۀ شريفه آنها را تشبيه فرمود به كسانى كه سخن خدا را نشنيدند كه مىفرمايد عاقبت خير براى پرهيزكاران است و كسانى كه از فساد و فزونطلبى خوددارى مىكنند و حتى اراده آن را ندارند.
در پيرامون اين آيۀ شريفه (قصص، ٨٣) مرحوم ميرزا حبيب اللّه هاشمى خويى قدس سره روايات جالبى را نقل مىكند كه به بيان بعضى از آنها مىپردازيم.
سيرۀ على عليه السلام در بازار و اجتماع
[١]. روايتى است كه مجمع البيان١ از يكى از اصحاب اميرالمؤمنين عليه السلام بنام زاذان[٢] نقل مىكند؛ مىگويد:
«انّه كان يمشى فى الاسواق وحده و هو دالٌّ يُرشد الضالَّ و يعين الضّعيف و يمرّ بالبياع و البقّال فيفتح عليه القرآن و يقرء: (تلك الدّار الاخرة نجعلها للذين لا يريدون علوّاً فى الارض و لا فساداً) و
[١]. مجمع البيان، ج ٧، (مجلد چهارم)، ص ٢٦٩، ذيل آيۀ ٨٣ قصص.
[٢]. زاذان از اصحاب خاص اميرالمؤمنين عليه السلام بود و وقتى على عليه السلام سخنى مخصوص در گوش او گفت حافظ قرآن گرديد و مرحوم آيةالله خويى قدس سره در معجم رجالالحديث مىگويد ايرانى بوده است.