شرح و تفسیر چهل خطبه نهج البلاغة - ایزدی، عباس - الصفحة ٤٢١ - كفرِ عملىِ خروج كنندگان بر امام عليه السلام
هستند، مثل بقيۀ كفّار از مشركان و منكرانِ رسالت و ساير ضرورياتِ دين.
نظر دوم از مؤلف منهاج البراعة است مىفرمايد: نمىشود اين نظر را پذيرفت، چون همانطور كه خروج كنندگان بر امام معصوم عليه السلام مثل كافران اصلى نيستند كه از اول به پيروى از پدر و مادرشان كافر باشند و الاّ حكم مىشد به جايز بودن اسارتِ ذريۀ آنها و مالك شدن زنان و اموال غير منقولشان مثل بقيۀ كفار اهل حربى با اين كه فقها اعتقاد دارند به عدم جواز اين موارد در مورد خوارج.
بعلاوه اگر منظور از مفتون در كلام حضرت، مرتد از دين اسلام يعنى مرتد ملّى و يا فطرى باشد، لازم مىآيد حكم كنيم به عدم قبول توبه اكثر باغىهاىِ بر امام و حكم كنيم به تقسيم اموال آنها بين وارثانشان، چون اكثر باغيان بر امام مسلمان فطرى هستند و بر فطرة اسلام زاده شدهاند و احكام مذكور را ندارند و كسى دربارۀ آنها چنين احكامى را روا نمىداند، بنابراين نمىشود گفت اصحاب جمل و صفين مرتد و كافر شدند.
كفرِ عملىِ خروج كنندگان بر امام عليه السلام
مؤلف منهاج البراعة به عنوان تحقيق مىفرمايد: بغاة باطناً محكوم به كفر هستند الاّ اين كه در زمان صلح با آنها رفتار مسلمان حقيقى مىشود پس حكم مىشود به طهارت و جواز ملاقات با رطوبت بدنشان و حلال بودن خوردن ذبيحۀ آنها و احترام اموالشان و صحّت نكاحشان.
و شاهد بر اين مطلب روايتى است: (كه سؤال شد از على عليه السلام دربارۀ اهل قبله كه حضرت با آنها جنگيد، آيا كافر هستند؟ حضرت فرمود: كَفَرُوا بِالْاَحْكام وَ كَفَرُوا بِالنِّعَم كُفْراً لَيْس كَكُفرِ المُشْركين الّذين دَفَعُوا النّبوّة و لَم يَقِرّوا بِالْاِسْلام وَ لَو كانُوا كَذلِك ما حَلَّت لَنا مُناكَحَتُهم و لاذَبايِحُهُم و لامَوارِيثُهُمْ»[١](آنها به نعمتهاى الهى و احكام پروردگار، كفر
[١]. دعائم الاسلام، ج ١، ذكر قتال اهل البغى، ٣٣٨.