شرح و تفسیر چهل خطبه نهج البلاغة - ایزدی، عباس - الصفحة ٥٣ - درس هشتم
بسم الله الرحمن الرحيم
درس هشتم:
«حتّى مَضى الاوّلُ لِسبيله فاَدلى بها الى ابن الخطاب بَعدَه» (تا اينكه اوّلى (ابوبكر) به راه خود گذشت (بعد از دو سال و سه ماه و دوازده روز خلافت از دنيا رفت)).
«ادلى» فعل ماضى از مادّه دَلو است كه آن را به وسيلۀ طناب در چاه مىبرند و آب از چاه بيرون مىآورند. در اين جا كنايه است كه خليفۀ اول خلافت را در اختيار دوّمى (عمربنالخطّاب) گذاشت و دلو خلافت را به او پاس داد.
ثمّ تمثّل بقول الاعشى شتّان ما يومى على كورها
و يومُ حيّانَ اَخى جابرٍ
حيّان برادر جابر در شهر يمامه زندگى مىكرد و صاحب مال و ثروت و دولت و مُكنت بود و بر قوم خود سرورى داشت و كَسرى پادشاه ساسانى همه ساله براى او تحفه و هديه مىفرستاد و در ناز و نعمت و خوشى زندگى خود را مىگذرانيد و اعشى از طايفۀ بنى قيس و همنشين حيّان بود كه در مقام بيان تفاوتِ حال خود با حيّان اين شعر را گفته: چقدر فرق است بين امروز من كه بر كوهان و پالان شتر سوارم و به زحمت و سختى مبتلا هستم و بين روز خوشى را كه با حيّان برادر جابر داشتم.
حضرت على بن ابيطالب عليه السلام در بيان وضعِ حال خود تمثل جستهاند به قول اعشى - چون ائمّۀ اطهار عليهم السلام چه بسا خودشان در ضمن كلام شعرى مىگفتند يا مثلى مىزدند و گاهى هم به شعر ديگران تمسّك مىجستند - مىفرمايد: شتّان يعنى بَعُدَ چقدر بُعد و فاصله است (ما يومى): بين امروزم كه بر شتر لاغر سوار هستم و روزى كه با برادرم حيّان زندگى مىكردم و روز خوشى داشتم. حضرت مىخواهد بفرمايد چه روزگار خوشى داشتم زمانى كه با پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم بودم و الان كه بايد با مثل خليفۀ ثانى به سر ببرم.