شرح و تفسیر چهل خطبه نهج البلاغة - ایزدی، عباس - الصفحة ١٤٤ - تلبيس شيطان
من بعدهما»[١](يعنى كسى كه از روى بصيرت و بينش دعوت به خدا مىكند رسول اللّه صلى الله عليه و آله و سلم و اميرالمؤمنين عليه السلام و ائمۀ اطهار عليهم السلام هستند)
خداوند به پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم مىفرمايد به مردم بگو من شما را به خدا يعنى توحيد و عدالت و دستورات دينى دعوت مىكنم و زيربناى دعوتم يقين و معرفت به خدا و شناخت كامل او است و اينطور نيست كه كار من تقليدى و بدون معرفت باشد و همچنين پيروان واقعى من مانند على عليه السلام و اوصياى گرامش همه دعوتشان از روى شناخت كامل به خدا و بصيرت مىباشد.
«ما لَبَّسْتُ عَلى نَفسى و لا لُبِّسَ عَلَىَّ» (هيچ وقت باطل را به لباس حق بر خود نپوشاندهام، و نه از طرف ديگران بر من پوشانده شده است).
تا كنون اينطور نبوده كه ناحق را لباس حق بپوشانم و صورت حق به جانب به آن بدهم و باطل را براى خودم به صورت حق جلوه دهم و يا ديگران بتوانند نسبت به من چنين كارى را انجام دهند. انسان معمولاً گناهى را كه مىخواهد مرتكب شود براى خودش كلاه شرعى درست مىكند و اين معنى تلبيس است كه با هزاران توجيه خود را قانع مىكند كه به ميل نفسش عمل كند. اما اگر هواهاى نفسانى را كنار بزند، حقايق براى او روشن مىشود. خداوند در قرآن مىفرمايد: (بَلِ اَلْإِنْسانُ عَلى نَفْسِهِ بَصِيرَةٌ وَ لَوْ أَلْقى مَعاذِيرَهُ)؛[٢]بلكه انسان خودش به نفس خود آگاه است هر چند در ظاهر براى خودش عذرهايى بياورد.
تلبيس شيطان
آرى انسان بر نيك و بد و نيّت خير و شرِّ خويش، به خوبى آگاه است هر چند از اشتباه خود عذرخواهى كند. نظير برادران يوسف عليه السلام كه وقتى خواستند او را به چاه
[١]. منهاج البراعة، ج ٣، ص ١٦٣.
[٢]. قيامت (٧٥)، ١٥.