شرح و تفسیر چهل خطبه نهج البلاغة - ایزدی، عباس - الصفحة ٤٧٩ - شعار خوارج
سريعترين حسابگران است.
در حقيقت اعتراض خوارج اين بود كه مىگفتند حكم و فرمان از آن خداست و چه معنى دارد خليفۀ مسلمين بگويد هر چه اين حكمين (دو داور دربارۀ خلافت گفتند ما قبول مىكنيم و غير از خدا كسى حق ندارد دستور بدهد و مىگفتند اين كه على عليه السلام حكميّت را پذيرفته گناه كرده و بايد توبه كند، با اين كه در جنگ صفّين همين خوارج بودند كه با ادامۀ جنگ مخالفت كردند و فريب قرآنهاى سر نيزه توسط لشكر معاويه را خوردند و حكميت را به حضرت تحميل نمودند و وقتى ديدند نتيجۀ حكميت به نفع معاويه تمام شد، با حضرت على عليه السلام مخالفت كردند و در ردّ حكميّت شعار دادند: «لا حُكمَ الاّ للّه». و خلاصه اعتراضشان اين بود كه چرا حضرت امير عليه السلام حَكَميت را قبول كرده و جنگ را به پايان نرسانده است و وقتى به آنها مىگفتند شما بوديد كه مانع ادامۀ جنگ شديد و شما بوديد كه حكميّت را به آن حضرت تحميل كرديد و شما بوديد كه نمايندۀ پيشنهادى حضرت على عليه السلام مالك اشتر و ابن عبّاس را قبول نكرديد و ابوموسى اشعرى را به آن بزرگوار تحميل نموديد، در جواب مىگفتند اوّلاً ما توبه كردهايم و ثانياً اگرچه ما اصرار بر قبول حكميت داشتيم ولى حضرت على عليه السلام نبايد قبول مىكرد.
وقتى حضرت وارد كوفه شدند، زرعة بن البراج و حرقوص بن زهير پيش حضرت آمدند و شعار دادند: «لا حكم الاّ للّه»، و وقتى حضرت حركت كردند براى ايراد اين خطبه (چهلم)؛ عدّهاى اطراف مسجد فرياد زدند: «لا حكم الاّ للّه» و فردى با تمسّك به آيۀ قرآن فرياد زد:
(وَ لَقَدْ أُوحِيَ إِلَيْكَ وَ إِلَى اَلَّذِينَ مِنْ قَبْلِكَ لَئِنْ أَشْرَكْتَ لَيَحْبَطَنَّ عَمَلُكَ وَ لَتَكُونَنَّ مِنَ اَلْخاسِرِينَ)؛[١]و به تحقيق به تو و به كسانى كه پيش از تو بودند وحى شد: اگر شرك ورزى حتماً كردارت تباه مىشود و مسلّما از زيانكاران خواهى شد.
اين شخص مىخواهد به حضرت بگويد با پذيرفتن حكميت در مورد تعيين خليفه مشرك شدهاى، و حضرت هم در جوابش با تمسّك به قرآن فرمود:
(فَاصْبِرْ إِنَّ وَعْدَ اَللّهِ حَقٌّ وَ لا يَسْتَخِفَّنَّكَ اَلَّذِينَ لا يُوقِنُونَ)؛[٢]پس صبر كن وعدۀ خدا حق است
[١]. زمر (٣٩)، ٦٥.
[٢]. روم (٣٠)، ٦٠.