شرح و تفسیر چهل خطبه نهج البلاغة - ایزدی، عباس - الصفحة ٤٥٥ - قيام به امر خدا
را كه حضرت على عليه السلام بعد از واقعه نهروان ايراد فرمودند و در آن به بيان حالِ خود از زمان وفات پيامبر تا زمان خود مىپردازند، از كلام طولانى حضرت گلچين كرده و بصورت كلام واحد درآورده، بطورى كه شنونده گمان مىكند مقصد واحدى را تعقيب مىكند.
بنابراين طبق نظر ابن ابى الحديد، مىتوان گفت اين كلام حضرت خلاصهاى از خطبۀ طولانى آن بزرگوار است.
قيام به امر خدا
«فَقُمْتُ بالامرِ حينَ فَشِلُوا، و تطَلَّعتُ حينَ تَقَبَّعوا، و نَطَقتُ حينَ تَمَنَّعوا» (وقتى مسلمانان سست و ناتوان بودند، به امر خدا قيام كردم و وقتى آنها سر در گريبان داشتند، خود را آشكار كردم. و سخن گفتم، وقتى آنها خوددارى كردند).
«امر» به معنى امر به معروف و نهى از منكر است و يا منظور امر و فرمان خداست يعنى وظيفه.
«فَشَل» يعنى ضعف و سستى و ترس. «تَطّلع» از مادّۀ «طَلَع» به معنى اطلاع و خبر يافتن و سركشى كردن و مشرِف شدن بر چيزى است مثل آفتاب كه طلوع مىكند و بر همه جا مُشرف مىشود. «تَقَبُّعوا» از مادّۀ «قبع» يعنى سر در گريبان بردن است. «تمنّعوا» از «تَمَنُّع» از باب تفعل يعنى حال منع و خوددارى به خود گرفتن و احتمال دارد «تَعْتَعوا» باشد يعنى لكنت زبان داشتند و زبانشان گويا نبود.
حضرت امير در اين فصل از كلامشان، مقامات و مجاهدتهاى خود را پيرامون انجام وظيفه و قيام به امر به معروف و نهى از منكر در زمان عثمان بيان مىكند، در زمانى كه مهاجرين نسبت به كارهاى خلاف عثمان نهى از منكر نداشتند و نسبت به او