شرح و تفسیر چهل خطبه نهج البلاغة - ایزدی، عباس - الصفحة ٩٢ - اسلام و مصونيت
آن را بر افراشتند). اين كه حضرت مىفرمايد: با اينهايى كه مثل معاويه و عمر و عاص منافقانه لباس دين و اسلام پوشيدهاند بجنگيد، منافات با كلام قبلى حضرت ندارد كه فرمود: «لباس دين مانع مىشود من با شما بجنگم» چون مدعى اسلام و دين تا وقتى جان و مالش محفوظ است كه اظهار كفر و مخالفت با مسلمين و جنگ با آنها نداشته باشد.
احتمال دوّم در جملۀ «سترتى عنكم جلباب الدّين» اين است كه حضرت بخواهد بفرمايد: چون من (على عليه السلام) پوشش دينى دارم و فرد متدين و مقيد به احكام و دستورات اسلام هستم، دربارۀ مثل طلحه و زبير تندروى نمىكنم و با آنها مماشات دارم و حفظ ظاهر مىكنم. هر چند شما فريب خورديد و مرا خوب نشناختيد و فكر كرديد - نعوذ باللّه - مسائل را نمىفهمم و اشخاص را خوب نمىشناسم در صورتى كه خيلى بهتر از شما مىفهمم و واقع بين هستم اما دين و تقواى من مانع مىشود در مسائل سياسى و اجتماعى برخوردهاى ناصحيح داشته باشم و دست به حقه و نيرنگ بزنم.
انسان متدين و با تقوى خيلى چيزها را بهتر از ديگران مىفهمد ولى دين و تقوايش نمىگذارد خيلى كارها را انجام دهد. امّا انسانهاى بى دين و يا ضعيف الايمان و بى تقوى دستشان باز است و از ظلم و تعدى و غيبت و تهمت و دروغ و كلك، باكى ندارند و هر كارى بخواهند انجام مىدهند، بعد هم ديگران را متهم به نفهمى و ضعف بينش سياسى و ساده انديشى مىكنند.
امام على عليه السلام مىفرمايد: «واللّه ما معاوية بادهى منّى و لكنّه يغدر و يفجُرُ، و لو لا كراهيّة الغدر لكنت من ادهى النّاس»[١] حضرت در جواب كسانى كه گمان داشتند انديشه و فكر و سياست معاويه بهتر از على عليه السلام است، مىفرمايد: (به خداوند سوگند معاويه از من
[١]. نهج البلاغۀ فيض الاسلام، خطبۀ ١٩١.