شرح و تفسیر چهل خطبه نهج البلاغة - ایزدی، عباس - الصفحة ١٢٢ - قضاوت مردم دربار١٧٢٨ على عليه السلام
پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم هر دو با هم از زبان مردم نجات نيافتند چه رسد به من كه شاعر هستم. اين ضرب المثل معروف است كه: «در دروازه را مىشود بست اما درِ دهان مردم را نمىشود بست». آرى يكى از آفات زبان قضاوت بىجا دربارۀ ديگران و تهمت و افترا است كه متأسّفانه در جوامع بشرى رواج دارد و به قول اين شاعر حتّى دربارۀ خداوند گفته شد فرزند دارد. كه قرآن شاهدِ افتراهاى مشركان و بت پرستها به خداست، كه مىگفتند فرشتگان - نعوذ باللّه - دختران خدا هستند و يا خداوند شريك و همتا و يا فرزند دارد.
خداوند همۀ ما را از شرّ آفات زبان و شايعات و قضاوتهاى بيجا حفظ كند. و آنچنان عقل و ايمان و تقوايى به ما عنايت كند كه دربارۀ هر كس هر چيزى را نگوييم و دنبال شايعات نرويم.
«واللّه لابن ابى طالبٍ آنس بالموت من الطّفل بثدىِ امّه» (به خدا قسم اُنس فرزند ابوطالب به مرگ بيشتر است از علاقۀ طفل به پستان مادرش).
علاقۀ حضرت به مرگ از علاقۀ طفل به پستان مادر بيشتر است چون علاقۀ طفل فطرى و بشرى و طبيعى و موقتى است، امّا علاقۀ اميرالمؤمنين عليه السلام به مرگ و ملاقات پروردگار اختيارى و عقلى و جاويد و باقى است. وقتى ابن ملجم مرادى حضرت را ضربت زد، قبل از شهادتشان فرمودند: «واللّه ما فجأنى من الموتِ وارد كرهته و لا طالعٌ انكرته و ما كنت الاّ كقارب وَرَدَ و طالبٍ وَجَدَ[١] و ما عنداللّه خيرٌ للابرار[٢]» (به خداوند سوگند از مرگ پيشامد ناگهانى ناگوارى برايم پيش نيامد و نه پيدا شوندهاى كه آن را نخواسته باشم در استقبال از مرگ (ملاقات پروردگار) نبودم، مگر مانند جوينده آب كه به آب مىرسد و مانند خواهانى كه خواستۀ خود را مىيابد. و آنچه پيش خدا (از نعمتهاى
[١]. نهج البلاغه، نامۀ ٢٣.
[٢]. آل عمران (٣)، ١٩٨.