شرح و تفسیر چهل خطبه نهج البلاغة - ایزدی، عباس - الصفحة ١٢٣ - قضاوت مردم دربار١٧٢٨ على عليه السلام
جاويد) براى نيكوكاران ذخيره شده است از متاع و زندگىِ ناچيز دنيا، بهتر است.
سوگندِ اميرالمؤمنين عليه السلام به نام اللّه كه قسم جلاله است، حكايت از عمق اعتقاد و باور حضرت دارد و مانند قسمهاى معمولى ما نيست و حضرت با يقين، چنين قسمى را ياد مىكند. بنابراين سكوت حضرت و خوددارى از اقدام براى خلافت از روى ترسِ شخصى نيست.
«بل اندمجتُ على مكنون علمٍ لو بُحتُ به لاضطربتم اِضطرابَ الاَرشية فى الطَّوِىّ البعيدة[١]» (بلكه من پيچيده شدهام بر علمى كه اگر ظاهر كنم اضطراب و تزلزل پيدا مىكنيد مانند متزلزل شدن طناب در چاه عميق).
حضرت در جملات قبل فرمود از مرگ باكى ندارم بلكه مشتاق لقاى پروردگار و رسيدن به نعمتهاى جاويد و بهشت برين هستم امّا علت اينكه دست به قيام نمىزنم و حكومت خلفا را تحمّل مىكنم، بخاطر علوم و اسرارى است كه دارم. كه نمىتوانم آنها را براى شما بيان كنم زيرا شما تحمل شنيدن آنها را نداريد و باعث اضطراب و نگرانى شما مىشود و لرزان مىشويد. مانند طنابى كه با شتاب آن را در چاه عميق رها كنند[٢] كه دائماً به اطراف چاه مىخورد و با شدت گردش مىكند و لرزان است.
در اينكه اسرار و علوم مخفى پيش اميرالمؤمنين عليه السلام چه بوده است تفسيرهاى مختلفى شده است:
١. گفته شده منظور علمِ آن حضرت به عواقب امور است كه مانع مىشد از سرعت در تصميمگيرى زيرا باعث مفسده مىگرديد.
٢. مراد از علمِ پنهان نزد حضرت، آگاهى آن بزرگوار به احوال و اهوال آخرت
[١]. اندماج: پيچيده شدن؛ مكنون: پوشيده، مخفى؛ «بُحتُ به» از باح يَبُوح باء براى متعدى كردن فعل است يعنى آن را ظاهر كردم؛ «ارشيه»: جمع رشاء، طناب؛ طَوِىّ: چاه سنگ چين شده فعيل به معنى مفعول است.
[٢]. زمانهاى قديم بوسيلۀ چرخ با دلو و طناب از چاه آب مىكشيدند و وقتى دستگاه را رها مىكردند دلو و طناب با شدّت به اطراف چاه مىخورد و قرار و ثبات نداشت و لرزان بود.