شرح و تفسیر چهل خطبه نهج البلاغة - ایزدی، عباس - الصفحة ٢٦ - رسالت پيامبر، دين مشهور
ما هم شهادت مىدهيم آن حضرت تكويناً بنده خدا بود و اختياراً هم روش بندگى را داشته و در اثر همين شايستگى و اطاعت و بندگى، از معبود واقعى به مقام رسالت رسيد. خداوند مىفرمايد: (سُبْحانَ اَلَّذِي أَسْرى بِعَبْدِهِ لَيْلاً مِنَ اَلْمَسْجِدِ اَلْحَرامِ إِلَى اَلْمَسْجِدِ اَلْأَقْصَى)؛[١]منزّه است خداوندى كه بنده خويش را شبانه از مسجد الحرام به مسجد الاقصى سير داد.
در علم اصول مىگويند: معلّق كردن حكم بر وصف اشعار دارد به علت بودن آن وصف براى حكم. در اينجا علت سير و معراج پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم، بندگى آن حضرت ذكر شده است. حضرت از مقام عبوديت به مقام سير الى اللّه رسيد. لذا جا دارد حضرت بفرمايد من از كلمۀ «عبدُه» بيشتر لذت مىبرم تا كلمۀ «رسوله» چون همه مقاماتى كه پيدا كرد زير بنا و خميرمايه و اساس و پايه آن همين مسئله عبوديت و به روش بندگى عمل كردن، بود.
رسالت پيامبر، دين مشهور
حضرت على عليه السلام بعد از شهادتين رسالت پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم و نشانههاى آن مىفرمايد:
«اَرسَلهُ بالدّينِ المشهور» (خداوند پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم را فرستاد با دينى كه شهرت جهانى دارد).
دينى كه ناشناخته نبود بلكه به وسيله انبياء پيشين معرفى شده بود و مردم از آن با خبر بودند.
«وَ العَلَمُ المأثور و الكتابُ المسطور و النّور السّاطع و الضِياء اللاّمع و الامر الصّارع» (پيامبر را فرستاد همراه با نشانه رسيده و نقل شده - كه شايد منظور معجزه يا دستورات دينى باشد - و كتاب نوشته شده يعنى دستورات ثبت و ضبط شده و همراه با نور درخشنده و نورِ تابنده - كه احتمالاً منظور قرآن كريم است و يا
[١]. اسراء (١٧)، ١.