شرح و تفسیر چهل خطبه نهج البلاغة - ایزدی، عباس - الصفحة ٤٢٧ - دعوت به جهاد با معاويه
كلمۀ «اُف» را گفتهاند اسم فعل است به معنى «اَتَضَجَّرُ» يعنى من از شما دلتنگ و ناراحت هستم، زيرا بارها گفتم و اعتنايى نكرديد، من از اينكه پيوسته گفتم و شما را سرزنش كردم و توجهى نكرديد از شما دلتنگم، شما چگونه جهاد را كه مايۀ عزّت و افتخار و سربلندى است رها نموديد و به زندگى بى ارزش دنيا راضى شديد؟
استفهام انكارى است، به طريقى كه مىخواهد كار آنها را در اين انتخاب، مورد انكار قرار دهد و بفرمايد عاقلانه نيست كه دنيا را به جاى آخرت و ذلّت را عوض عزت بپذيريد و اين كارى است كه هيچ عاقلى انجام نمىدهد. شما چگونه راضى شديد عزت و استقلال خود را با ذلّتِ حكومت معاويه و طرفدارانش عوض كنيد؟
«اِذا دَعَوْتُكُمْ اِلى جِهادِ عَدُوِّكُم دارَت اَعيُنُكُم كَاَنَّكُم مِنَ المَوتِ فى غَمرَةٍ و مِنَ الذُّهولِ فى سَكرَةٍ» (وقتى شما را به جنگ با دشمنانتان فرا مىخوانم چشم هايتان مىچرخند، مثل اين كه در گردابِ مرگ قرار داريد و از پريشانى حواس بى هوش گشتهايد).
«يُرتَجعُ عَلَيكُم حَوارى فَتَعْمَهونَ، فَكَأنَّ قُلوبَكُم مَألوسَةٌ، فَأَنتُم لا تَعقِلونَ» (راه گفت و شنودتان با من بسته مىشود، پس سرگردان مىشويد، گويا دلهاى شما دچار اختلال و جنون شده است، پس تعقل نداريد).
«مألوس» اسم مفعول از مادّه «اَلَس» است به معنى مخلوط و قاطى شدن و مألوس يعنى مجنون و مختلط العقل.
«مَا اَنتُم لِى بَثِقَةٍ سَجيسَ اللَّيالى و مَا أَنتُمْ بِرُكنٍ يُمالُ بِكُم، و لاَزوَافِرُ عِزٍّ يُفتَقَرُ اِلَيكُم» (شما هيچ گاه براى من محل وثوق و اطمينان نيستيد و شما يك ستونى كه بتوان بر آن تكيه نمود نمىباشيد و يارى دهندگان عزّت نمىباشد كه به شما