شرح و تفسیر چهل خطبه نهج البلاغة - ایزدی، عباس - الصفحة ٩١ - اسلام و مصونيت
شما به ظاهر مسلمانيد و لباس اسلام را به تن داريد. اين دين شما را حفظ كرده و مانع مىشود من با شما مخالفتى داشته باشم.
و اگر اسمِ اسلام روى شما نبود و اين پوششِ دين و اسلام را به تن نكرده بوديد، من حساب شما را مىرسيدم ولى خوب چه كنم اسم اسلام روى شما است لذا با شما مىسازم و حسابِ اينكه بكُشم و از بين ببرم و يا جنگ كنم، در كار نيست و آن لباس دين كه پوشيدهايد شما را حفظ كرده است.[١]
اسلام و مصونيت
خداوند در قرآن مىفرمايد: (وَ لا تَقُولُوا لِمَنْ أَلْقى إِلَيْكُمُ اَلسَّلامَ لَسْتَ مُؤْمِناً)؛[٢]اى كسانى كه ايمان آوردهايد، به كسى كه نزد شما اظهار اسلام مىكند، نگوييد تو مؤمن نيستى. از لحاظ فقهى كسى كه شهادتين را بگويد جان و مالش محفوظ است و نمىشود متعرّض وى شد و گفت اسلامش زبانى است و ايمان به خدا و رسول در قلبش جا ندارد. هر چند در حقيقت اعتقاد قلبى نداشته باشد. بلكه بر اساس دستور قرآن ما مأمور به ظاهر هستيم مگر كفر باطنى خود را اظهار كند و به جنگ و مخالفت برخيزد.
امام على عليه السلام در نامه ١٦ مىفرمايد: «با اصحاب جنگ صفين مثل معاويه و عمر و عاص و مروان بجنگيد و حق شمشيرها را ادا كنيد و پهلوى دشمن را به زمين برسانيد. سوگند به خدايى كه دانه را شكافت و انسان را آفريد منافقان و سركردگان جنگ صفّين، «ما اسلموا و لكن استسلموا، و اسرّوا الكفر فلّما وجدوا اعواناً عليه اظهروه!»[٣](اينها اسلام نياوردند ولى از ترس زير بار رفتند و خود را مسلمان جلوه دادند و كفرشان را در دل پنهان داشتند و پى فرصت مىگشتند تا هنگامى كه يارى كنندگانى براى آن كفر باطنى يافتند، آن را آشكار ساختند و پر چم مخالفت با دين و طرفداران
[١]. نهج البلاغه محمد عبده، ذيل خطبۀ چهارم.
[٢]. نساء (٤)، ٩٤.
[٣]. نهج البلاغه فيض الاسلام، نامه ١٦.