شرح و تفسیر چهل خطبه نهج البلاغة - ایزدی، عباس - الصفحة ٢٨٨ - زهد سلمان و سيلاب مدائن
پايانش رسيد آنجا را غايت آن چيز مىگويند و غايت دنيا آخرت است. كل دنيا رو به آخرت است و تمام وجود ما هم رو به آخرت مىباشد. ما در اين دنيا چه اعمال خيرى انجام بدهيم يا ندهيم و چه اعمال بدى انجام بدهيم يا ندهيم در هر حال رو به آخرت مىرويم. مانند ميوهاى كه از اوّل شكوفه است و كم كم گل مىشود و به تدريج گلبرگهاى آن مىريزد و ميوۀ نارس مىشود و بزرگ مىشود تا وقتى كه رسيد اگر كسى هم آن را از درخت نچيند، خود به خود از درخت مىافتد.
سير حركت انسانها نيز نظير آن ميوه رو به كمال است، سير وجودى انسان رو به كمال طبيعى است. اگر از فرصت عمر خوب استفاده كند و اعمال خير انجام دهد، كمال ثانوى پيدا مىكند و مىشود جزء خميرمايۀ وجود آن؛ و همراه كمال طبيعى كه كمال اولى و ذاتى است كمالات ثانوى و معنوى پيدا مىكند و اگر خداى ناخواسته اعمال بد انجام دهد و جهالتهايى براى خود فراهم كند، در ضلالت و شقاوت كمال پيدا مىكند، كمالش در جهت حيوانى است. پس سير وجودى ما رو به غايت است و ساعت قيامت ما را به جلو مىراند، البته رسيدن به قيامت پيش روى ماست، ولى همين كه رو به قيامت رفتيم گويا ساعت قيامت ما را به طرف آخرت حركت مىدهد.
حضرت مىفرمايد: حال كه هدف همۀ شما قيامت است و به سوى آن در حركتيد «تَخَفّفُوا تَلحَقُوا» خودتان را سبكبار كنيد تا بتوانيد به قافله برسيد، زيرا هرچه علاقه و وابستگى شما به دنيا كمتر باشد راحتتر هستيد و انسانهايى كه پيش از شما از دنيا در گذشتند، در عالم برزخ به انتظار رسيدن شما هستند، تا همگان بميرند و به هم برسند و بعد از آن قيامت برپا شود.
زهد سلمان و سيلاب مدائن
مرحوم حضرت امام خمينى (قدس سره) مىفرمودند: يك وقتى در شهر مدائن سيلاب آمد و در آن زمان حضرت سلمان از طرف اميرالمؤمنين على عليه السلام حاكمِ آنجا بود و در اثر