شرح و تفسیر چهل خطبه نهج البلاغة - ایزدی، عباس - الصفحة ١٦٥ - روايات نيت خير و شر
عمل ما سهيم هستند.
اميد ما چنين است، حالا آن مرارتهايى كه على عليه السلام كشيده و همچنين مثل ابوذر و سلمان و مقداد و... و بندگان خدا كه آن تلخىهاى صدر اسلام را كشيدند ما هم اگر در خط آنها باشيم و روحيۀ ما مانند روحيۀ آنها باشد گويا ما هم شاهد آن قضايا بودهايم. با اينكه فاصلۀ بين عمل آنها و نيّت ما و دوست داشتن آنها خيلى است، امّا بعيد نيست خداوند تفضّل كند و پاداش آنها را به ما عنايت فرمايد. البته بعيد نيست منظور حضرت كسانى باشند كه قصد شركت در عمل خير را با ديگران داشتهاند، اما موانعى در كار بوده كه نتوانستهاند شركت كنند و الا به صِرف علاقمندى به كار خير ديگران و خوددارى از اقدام به كار خير با آنها، معلوم نيست چنين تفضّلى را خداوند داشته باشد.
يكى از اصحاب حضرت على عليه السلام خبّاب ابن ارت است كه اين بندۀ خوب خدا براى حفظ ايمانِ خود بسيار زجر كشيده كه نقل مىكنند عُمَر از او پرسيد قدرى از آن شكنجههايى را كه ديدى ذكر كن. خبّاب در جواب مىگويد: «يك آتشى با چوب خرما درست كردند و مرا لُخت كردند و روى اين آتش مىكشيدند و اين آتش را خاموش نكرد جز پيههاى پشت من كه آب مىشد و روى آتش مىريخت».
حضرت على عليه السلام مىفرمايد: «يرحَمُ اللّهُ خبّاب الاَرَت، فَلَقد اَسلَمَ راغباً و هاجَرَ طائعاً و قَنَعَ بالكفاف و رضى عن اللّه و عاشَ مجاهِداً»[١](خداوند خبّاب را رحمت كند، با رغبت اسلام آورد و با ميل هجرت كرد و به روزىِ كم، قانع بود و از خداوند خشنود بود و با جهاد و تلاش و مبارزه زندگى كرد).
اين يك نمونه از زحمتهايى است كه مسلمانان صدر اسلام و اصحاب پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم كشيدند. حالا اگر ما هم در همان خط باشيم و روحيۀ ما مانند آنها
[١]. نهج البلاغۀ فيض الاسلام، كلمۀ قصار شمارۀ ٤١ و صبحى صالح شمارۀ ٤٣.