شرح و تفسیر چهل خطبه نهج البلاغة - ایزدی، عباس - الصفحة ٤٥٧ - ويژگىهاى حضرت على عليه السلام در مبارزه
«مَضَيتُ» از «مُضىّ» يعنى گذشتن است. مىفرمايد در زمانى كه ديگران دچار حيرت و سرگردانى شدند و از حركت بازماندند من با شجاعت با كمك نور خدا به راه خود ادامه دادم.
ابن ابى الحديد مىگويد: «اين كلام مربوط است به خلافت حضرت بعد از عثمان كه آن را پس از جنگ نهروان ايراد فرمودند.»[١] منظور از نورِ خدا، يا علم امامت است كه از منبع رسالتِ نبى اكرم صلى الله عليه و آله و سلم تلقّى و دريافت شد و يا شناخت باطنى حضرت است كه محصول مقام تقوا و اخلاص آن بزرگوار مىباشد كه در خطبۀ دهم به آن اشاره شد و فرمودند: «و اِنَّ مَعى لَبَصِيرَتِى» (بينش من در امر دين و دنيا از من جدا نمىشود).
«و كُنتُ اَخفَضَهُم صَوتاً وَ اَعْلاهم فَوتاً» (و صدايم از همه آرامتر بود در مقام سبقت از همه بالاتر بودم).
كسانى كه حرفشان حق و صحيح است با متانت و آرامى صحبت مىكنند، امّا كسانى كه حرفشان حق نيست سعى مىكنند با داد و فرياد و بلند كردن صدا، حرف خود را به كرسى بنشانند و داد و فرياد كنند. اين از جهت روانى يك واقعيتى است اما پايين آوردن صدا نشانۀ اطمينان نفس و ثبات در امور است. خداوند در قرآن كريم به نقل از حضرت لقمان عليه السلام به فرزندش مىفرمايد: (وَ اُغْضُضْ مِنْ صَوْتِكَ إِنَّ أَنْكَرَ اَلْأَصْواتِ لَصَوْتُ اَلْحَمِيرِ[٢])؛ صدايت را پايين بياور به حقيقت بدترين صداها، صداى الاغها است. آرى صداى آرام و ملايم نشانۀ ادب و تواضع و نبود تكبّر است و صداى بلند علامت ضعف و ترس است. قبلا در شرح خطبه ٩ به اين مطلب اشاره شد.
در اين عبارت «فوت» به معنى سبقت است، مثلاً مىگوييم اين دو چيز با هم تفاوت دارند، يعنى از يكديگر جدا هستند، وقتى يكى از ديگرى سبقت مىگيرد و يا از دنيا مىرود از ديگران فوت يعنى (جدا) مىشود، و مثل اين كه جلوتر رفته است و چون
[١]. شرح ابن ابى الحديد چهار جلدى چاپ بيروت، ص ٢٠٧.
[٢]. لقمان (٣١)، ١٩.