شرح و تفسیر چهل خطبه نهج البلاغة - ایزدی، عباس - الصفحة ٣٨٦ - بيعت اصحاب جمل و پيمانشكنى
اميرالمؤمنين عليه السلام عبداللّه بن عباس را قبل از جنگ جمل به سوى زبير فرستاد تا او را به اطاعت خود برگرداند و از راه انداختن جنگ جمل باز دارد.
بيعت اصحاب جمل و پيمانشكنى
قبل از بيان كلام حضرت مىپردازيم به سير تاريخى بيعت اصحاب جنگ جمل با على عليه السلام و علل پيمان شكنى آنها بعد از قتل عثمان، توسط مردم و بيعت آنها با على عليه السلام.
طلحه و زبير با حضرت بيعت كردند بطورى كه حضرت مىفرمايد: «براى بيعت با من رو آورديد مانند رو آوردن نو زائيدهها (مادرها)، به فرزندانشان و پى در پى مىگفتيد آمدهايم بيعت كنيم و من دست خود را بستم و شما آن را براى بيعت باز كرديد و من آن را عقب كشيدم، و شما به سوى خود كشيديد، و كمال رغبت را به بيعت با من داشتيد و من به آن مايل نبودم. (مىدانستم شما قلباً راضى به بيعت نيستيد و آن را نقض مىكنيد). پس چرا بيعت را شكستيد؟ من به خدا شكايت مىكنم و مىگويم بار خدايا طلحه و زبير از طايفۀ قريش و خويشان من هستند با من قطع رحم كرده به من ستم نمودند و مردم را عليه من شوراندند، پس آنچه را ايشان بستهاند بگشاى و آنچه را تابيدهاند استوار مگردان و بدى دنيا و آخرت را به آنها بنما كه به آرزوى خود كه خلافت و رياست است نرسند».[١]
وقتى به حضرت على عليه السلام خبر رسيد طلحه و زبير به طرف بصره به تحريك معاويه براى خونخواهى عثمان حركت كرده و آن بزرگوار را به جنگ تهديد نمودند، دربارۀ طلحه ابن عبيداللّه مىفرمايد: «من به وعدۀ پروردگار به يارى نمودن بر دشمن اطمينان دارم و تهديد به جنگ براى كسى است كه از مرگ بترسد و يقين به آن نداشته باشد، به
[١]. نهج البلاغۀ فيض الاسلام، خطبۀ ١٣٧، فراز ٨ به بعد.