شرح و تفسیر چهل خطبه نهج البلاغة - ایزدی، عباس - الصفحة ٨٦ - سخن گفتن با كشتهها و چشم برزخى
شايد از اين آيه بتوان استفاده كرد انسان در عالم برزخ چشم برزخى پيدا مىكند و خيلى چيزها را مىبيند و صداهايى را مىشنود كه در دنيا از آنها غافل بود.
تو كز سراى طبيعت نمىروى بيرون كجا به كوى حقيقت نظر توانى كرد
جمال يار ندارد نقاب و پرده ولى غبار ره بنشان تا نظر توانى كرد
برگرديم به بيان خطبه. حضرت در اين جمله نقش خاندان پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم را بيان مىكند و مىفرمايد اگر شما جامعۀ اسلامى بينا شدهايد و مقام ارجمندى را به دست آوردهايد، به واسطۀ ما خانواده است. خداوند در قرآن مىفرمايد: (مِمَّنْ خَلَقْنا أُمَّةٌ يَهْدُونَ بِالْحَقِّ وَ بِهِ يَعْدِلُونَ)؛[١]و از آنچه آفريديم امتى است كه به حق هدايت كنند و بدان دادگرى نمايند. امام صادق عليه السلام فرمود: منظور ائمّه عليهم السلام هستند.
وقتى پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم به رسالت مبعوث شدند مردم در كمال توحّش و گمراهى، زندگى را به سر مىبردند و جنگ و خونريزى بين آنها حاكم بود و با معنويتِ اسلام و پيشوايانِ دين، به تمدّن و پيشرفت رسيدند.
«و بنا انفجرتم عن السّرار» (و بواسطۀ ما از تاريكى جاهليت به فجر و شكافتن دين و علم آمديد)
«انفجرتم» يعنى داخل فجر و روشنايى شديد و «سَرار» به يكى دو شب آخرِ هر ماهى، مىگويند كه ماه در آنها مخفى مىشود.
حضرت جاهليت را تشبيه به ظلمت و تاريكى كردهاند كه با فجر و شكوفايى اسلام تبديل به روشنايى شده است.
والسّلام عليكم و رحمة اللّه و بركاته
[١]. اعراف (٧)، ١٨١.