شرح و تفسیر چهل خطبه نهج البلاغة - ایزدی، عباس - الصفحة ١٥١ - ثبات قدم و ايستادگى در جنگ
فرمود حمل كن. محمد مقدارى توقف كرد. حضرت فرمود حمل كن. عرض كرد يا اميرالمؤمنين آيا تيرها را كه مانند باران مىبارد نمىبينى؟ حضرت دست خود را به سينۀ او زد و فرمود: رگى از مادرت دارى و پرچم را گرفت، حركت داد و فرمود:
جنگى كه مانند آتش برافروخته نشود، خيرى ندارد. سپس محمد پرچم را حمل كرد و سپاه پشت سر او حركت كردند به سوى سپاه بصره.[١]
ثبات قدم و ايستادگى در جنگ
«تزول الجِبال و لا تَزُل» (كوهها از جا كنده شوند و تو از جاى خود حركت مكن)
در اينجا حضرت چيزى را به محمد حنفيه مىآموزد كه محور پيروزى و غلبه بر دشمن است كه عبارت است از ثبات قدم و ايستادگى و پايدارى در ميدان جنگ.
مىفرمايد مانند كوهها پابرجا و ميخكوب باش و براى تأكيد و مبالغه بر اين مطلب جمله خبريّه آورده و از آن اراده فرموده شرط را، يعنى اگر بر فرض كوهها هم متزلزل بشوند و جاكن شوند تو محكم و استوار بايست، چه رسد به اينكه كوهها حركت نكنند.
وقتى حضرت از تزلزل و اضطراب بر فرضِ تزلزلِ كوهها، منع مىكند به طريق اولى وقتى كوهها حركت نكنند محمد حنفيه بيشتر بايد پابرجا باشد. مثل اينكه مىگوييم اگر باران هم آمد صحنه را ترك نكن چه رسد به اينكه باران نيايد كه در اين صورت حتماً بايد در صحنه باشى.
«عَضَّ على ناجِذِكَ» (گاز بگير بر دندانهايت).
مىفرمايد: در ميدان جنگ قرار و طمأنينه داشته باش و دندان روى دندان بفشار و
[١]. شرح نهج البلاغه، ابن ابى الحديد، ج ١، ص ٢٤٣.