شرح و تفسیر چهل خطبه نهج البلاغة - ایزدی، عباس - الصفحة ٣٩٣ - درگيرى اصحاب جمل با عثمان ابن حنيف
مىفرمود سگهاى سرزمين حوأب به روى يكى از زنانم بانگ مىزنند، هنگامى كه به جنگ وصىّ من على عليه السلام مىرود، سعى كن تو آن زن نباشى. در اين هنگام طلحه و زبير كه ديدند بد شد و عايشه قصد برگشت دارد، او را به اشتباه انداختند و هفتاد نفر حاضر كردند گواهى دهند، اين آب را آب حوأب نمىنامند. و چنانچه صاحب مجمع البحرين از امام صادق عليه السلام نقل مىكند اين اولين شهادت ناحق و نادرستى بود كه در اسلام داده شد.[١]
و از طرفى بر خلاف نصّ صريح قرآن عمل كردند كه مىفرمايد: (قَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَ لا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ اَلْجاهِلِيَّةِ اَلْأُولى)؛[٢]اى زنان پيامبر در خانههاى خود قرار گيريد و زينت و آرايش خود را مانند آشكار ساختن زنهاى جاهليتِ پيشين، براى بيگانگان آشكار مسازيد.
درگيرى اصحاب جمل با عثمان ابن حنيف
پس بر عامل من در بصره (عثمان بن حنيف) و خزانه داران بيت المال مسلمين و غير آنها از اهل آن سرزمين وارد شدند و گروهى را به صبر (با كتك و شكنجه و يا حبس و زندان) كشتند و گروهى را به مكر و حيله شهيد كردند. (با مكر و حيله خزانه داران بيت المال را دستگير كردند و به امر عايشه سر بريدند). حضرت اشاره دارند به اين كه هنگامى كه طلحه و زبير و عايشه و پيروانشان به بصره وارد شدند، عثمان ابن حنيف انصارى - كه از اصحاب رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم بود و در زمان امام على عليه السلام از جانب آن حضرت والى و فرماندار بصره بود - طبق دستور على عليه السلام با آنان جنگيد و در پايان قرار گذاشتند تا آمدن اميرالمؤمنين عليه السلام زد و خورد را كنار بگذارند ولى اصحاب جمل (طلحه و زبير و عايشه و...) اعتنا نكردند و علاوه بر كشتن خزانه داران بيت المال مو و ريش و مژۀ عثمان بن حنيف را كندند و او را از شهر بصره بيرون كردند. عثمان بن
[١]. مجمع البحرين، الباء باب ما اوّله الحاء، مادّۀ حوب، ص ١٠٧.
[٢]. احزاب (٣٣)، ٣٣.