شرح و تفسیر چهل خطبه نهج البلاغة - ایزدی، عباس - الصفحة ٤٣٠ - دعوت به جهاد با معاويه
حضرت مىفرمايد: من يك پارچه، زدن با شمشيرِ مشرفيّه هستم و نفرمودهاند:
«اَنَا ضاربٌ بالمشرفيّة».
اين از باب مبالغه است، مثل «زيدٌ عدلٌ» كه به جاى «زيد عادلٌ» به كار رفته است.
مشرفيّه منسوب به مشارفت است به معنى دهات اطراف شهر كه در سطح بالاترى از شهر قرار دارند و مُشرِف بر شهر مىباشند و به روستاهاى اطراف يمن و شام مَشارف گفته مىشده است.
خصوصيتى كه شمشيرهاى مشارف داشته ظاهراً اين بوده كه از جنس بهتر و برندگى بيشترى نسبت به شمشيرهايى كه در شهر مىساختند، برخوردار بودهاند و شايد محل خاصى باشد كه در آنجا شمشير مىساختهاند.
وظيفۀ انسان مسلمان مبارزه با باطل و ايستادگى در مقابل آن است كه در اين راه بايد تمام تلاش و كوشش خود را به كار گيرد و با توكل و اعتماد به خداوند انجام وظيفه كند و نگويد در مقابل ظلم و ستم و گناه، كارى از دست من بر نمىآيد و بعد از تلاش و مبارزه، در نهايت، خداوند هر چه را صلاح بداند پيش مىآورد و لازم نيست هميشه در مبارزه به پيروزى ظاهرى برسد، بلكه عمده انجام وظيفه است، همانطور كه حضرت امير در اين خطبه مىفرمايد: «و يفعل اللّه بعد ذلك ما يشاء، و خداوند بعد از آن هر چه را صلاح بداند انجام مىدهد». به قول حضرت امام خمينى رحمه الله: «ما مأمور به وظيفهايم نه مأمور به نتيجه»
اَيُّهاالنّاسُ، انَّ لى عَلَيْكُم حَقّاً، و لَكُم عَلَىَّ حَقٌّ؛ فَأمّا حَقُّكُم عَلَىَّ فَالنَّصيحَةُ لَكُم، و تَوفيرُ فَيئِكُم عَلَيْكُم، و تَعليمُكُم كَيلا تَجهَلوا، و تأديبُكُم كَيْما تُعَلِّموا، و اَمّا حَقّى عَلَيْكُم، فَالوَفاءُ بَالبَيعَةِ، والنَّصيحةُ فى المَشهَدِ والمَغِيبِ، وَ الاجابَةُ حينَ أَدعُوكُم، والطّاعَةُ حينَ آمُرُكُمْ»
«اَيُّهاالنّاسُ، انَّ لى عَلَيْكُم حَقّاً، و لَكُم عَلَىَّ حَقٌّ» (اى مردم به تحقيق من بر شما حقّى دارم و شما نيز بر من حقّى داريد).
در اين قسمت از خطبه، حضرت مىپردازند به بيان حقوق متقابل والى و مردم و