شرح و تفسیر چهل خطبه نهج البلاغة - ایزدی، عباس - الصفحة ٤٣٥ - حيل١٧٢٨ عمروعاص قرآنها بر سر نيزه
بسم الله الرحمن الرحيم
درس چهل و پنجم: خطبۀ سى و پنجم
و مِن خطبة له عليه السلام بعد التّحكيم:
«اَلحَمدللّهِ و اِن اَتَى الدّهر بَالخطبِ الفادِحِ، و الحَدَثِ الجليل، و اَشهَدُ اَنْ لا اِلَهَ اَلاّ اللّهُ وَحدَهُ لا شَريكَ له، لَيْسَ مَعَهُ اِلهٌ غيرُه، و أَنَّ مُحَمَّداً عَبدُهُ و رَسولُه صلى الله عليه و آله و سلم.
اَمّا بَعدُ، فَاِنَّ مَعصيَةِ النّاصِحِ الشَّفيقِ العالِمِ الْمُجَرَّبِ تورِثُ الحَيرَةَ، و تُعقِبُ النّدامَةَ، و قَد كُنتُ اَمَرتُكُم فى هذِهِ الحُكومَةِ اَمرى، و نَخَلتُ لَكُم مَخزونَ رأيى، لَو كانَ يُطاعُ لِقَصيرٍ اَمرٌ فَاَبَيْتُم عَلَىَّ اِباءَ الُمخالِفينَ الجُفاةِ و المُنابذينَ العُصاةِ، حَتَّى ارتابَ النّاصِحُ بِنُصحِه، و ضَنَّ الزَّندُ بِقَدْحِهِ، فَكُنتُ و اِيّاكُم كَما قالَ اَخو هَوازِنَ:
اَمَرتُكُم اَمْرى بِمُنعَرِجِ اللِّوَى فَلَمْ تَستَبينوا النُّصحَ الاّ ضُحَى الغَدِ»از جمله خطبههاى حضرت است بعد از قضيۀ حكميت. وقتى خدعه عمروعاص نسبت به ابوموسى در مورد عزل على عليه السلام از خلافت و نصب معاويه، به حضرت رسيد، شديداً غمگين و ناراحت شدند و ايستادند و اين خطبه را خواندند.
حيلۀ عمروعاص قرآنها بر سر نيزه
ابن ميثم در شرح نهج البلاغه مىنويسد: «وقتى علايم غلبه سپاه اميرالمؤمنين عليه السلام در جنگ صفّين بر سپاه معاويه (اهل شام) ظاهر شد و ديدند به زودى هلاك مىشوند، معاويه در چگونگى نجات، با عمروعاص مشورت كرد، عمروعاص گفت: مردان تو تاب مقاومت مردان على عليه السلام را ندارند و تو مثل او نيستى، تو براى بقا (حكومت) مىجنگى او براى فنا (شهادت). و اهل عراق كه طرفدار على عليه السلام هستند اگر بر آنها