شرح و تفسیر چهل خطبه نهج البلاغة - ایزدی، عباس - الصفحة ٣٨ - آل نبى معيار و الگوى انسانها
«لا يقاس بآل محمد صلى الله عليه و آله و سلم احدٌ من هذه الامة و لا يسوّى بهم من جرت نعمتهم عليه ابداً» (هيچ كس از اين امّت با آل محمد مقايسه نمىشود (و در فضل و كمال و علم و عصمت و كفايت) هيچكس به آنها نمىرسد و هرگز برابر قرار داده نمىشود با خاندان پيامبر، كسى كه نعمت علم و هدايت و ارشاد آنها، شامل حال او شده است).
مردمى كه نعمت خاندان پيامبر بر آنها جارى شده نبايد با آل محمد صلى الله عليه و آله و سلم مساوى قرار داده شوند و در يك درجه حساب شوند يعنى اگر كسى گفت على عليه السلام يكى ما هم يكى و خود را در رديف آن حضرت قرار داد اين درست نيست و در اين جملات سخنشان متوجه افرادى است كه امامت را غصب كردند و آنها بودند كه تخم گناه را پاشيدند و هلاكت و افسوس را برداشت كردند.
در تفسير عياشى، اصبغ ابن نباته در تفسير آيۀ (أَ لَمْ تَرَ إِلَى اَلَّذِينَ بَدَّلُوا نِعْمَتَ اَللّهِ كُفْراً وَ أَحَلُّوا قَوْمَهُمْ دارَ اَلْبَوارِ)؛[١]آيا به كسانى كه [شكر] نعمت خدا را به كفر تبديل كردند و قوم خود را به سراى هلاكت درآوردند ننگريستى؟ نقل مىكند كه امير المؤمنين عليه السلام فرمود: «نحن نعمةالتى انعماللّه بها علىالعباد»[٢]: نعمتى را كه مردم كفران كردند مائيم كه خدا ما را بر مردم ارزانى داشت.
آرى ولايت على عليه السلام و ائمه طاهرين عليهم السلام نعمتى است از خدا بر مردم كه هيچ كس غير از آنها چنين مقام و مرتبهاى را ندارد. پس به قول معروف مقايسه خود با آنها قياس مع الفارق است و هيچ احدى از مردم با اهل بيت قابل مقايسه نيست.
آل نبى صلى الله عليه و آله و سلم معيار و الگوى انسانها
«هم اساس الدين و عماد اليقين» (آنها اساس و ريشه دين و پايه يقيناند).
[١]. ابراهيم (١٤)، ٢٨.
[٢]. شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد، ج ١، ص ١٣٩؛ تفسير عياشى، ج ٢، ص ٢٢٩.