شرح و تفسیر چهل خطبه نهج البلاغة - ایزدی، عباس - الصفحة ٤٧٧ - قواى سه گان١٧٢٨ انسان
حضرت در بيان اضطراب و نگرانى مردم عراق تمسّك مىكنند به آيه شريفه كه بيانگر حال كسانى است كه گويا به طرف مرگ حركت داده مىشوند مرگ را در پيش روى خود مىبينند.
«جُنيد» مصغّر «جند» به معنى لشكر كوچك و اندك است و «متذائب» اسم فاعل از مادّه «ذئب» است، يعنى گرگ. به شخص داراى اضطراب متذائب مىگويند و گرگ چون هنگام ربودن گوسفندان مضطرب است به او «ذئب» گفته مىشود. گرگ هر چند درّنده خو و شجاع است اما در عين حال مضطرب است كه نكند گرفتار شود حضرت از روحيۀ مردم عراق گلايه مىكند كه با اين همه تحريك و دعوت و فرياد و كمك خواهى براى نصرت مسلمانانِ عين التّمر، فقط يك عدّۀ كمى كه تعدادشان به سيصد نفر نمىرسد دعوت حضرت را پاسخ گفتند، آن هم با روحيۀ ضعيف و دلهره و اضطراب كه حضرت امير شدت خوف و اضطرابشان را با تمسك به قرآن تشبيه مىكند به اشخاصى كه به تعبير قرآن، به سوى مرگ حركت داده مىشود و مرگ را مىبينند[١]. معلوم مىشود اين تعداد اندك هم كه فرمان حضرت را اطاعت كردند از روحيۀ ايمان و اعتقاد قوى برخوردار نبودند و از مرگ و كشته شدن مىهراسيدند و از آن گونه افرادى نبودند كه مرگ در راه خدا و شهادت را دوست بدارند و به آن عشق بورزند و تنها به خاطر دعوت حضرت و احساس تكليف با اكراه به ميدان آمدند، و قبل از اين كه در فكر اسلام و نجات مسلمانان باشند به فكر جان و مال و آسايش خود بودند.
والسّلام عليكم و رحمة اللّه و بركاته
[١]. همان.