شرح و تفسیر چهل خطبه نهج البلاغة - ایزدی، عباس - الصفحة ٤٣١ - حقوق مردم بر والى
چهار حق از حقوق مردم بر والى و حقوق والى بر مردم را ذكر مىكنند.
«فَأمّا حَقُّكُم عَلَىَّ فَالنَّصيحَةُ لَكُم، و تَوفيرُ فَيئِكُم عَلَيْكُم، و تَعليمُكُم كَيلا تَجهَلوا، و تأديبُكُم كَيْما تُعَلِّموا» (اما حق شما بر من اين است كه خيرخواه شما باشم، و سهم هر كدام از شما را از بيت المال بطور كامل بپردازم و شما را تعليم دهم تا نادان نباشيد، و نيز حق شما بر من تأديب شماست، به آداب و احكام اسلام به ديگران تعليم كنيد).
حقوق مردم بر والى
حضرت اوّل حقوق مردم بر والى را ذكر مىكند و بعد مىپردازد به حقوق والى، براى اين كه بفهماند رعايت حقوق مردم بر حق والى مقدم است، لذا از روى ادب اوّل حق مردم را ذكر مىكنند، زيرا شروع به حق ديگران شايستهتر به ادب است و ديگران بهتر توجّه مىكنند. حضرت در اين رابطه چهار حق اساسى را ذكر مىكنند كه صلاح حال مردم در دنيا و آخرت است.
اوّلين حقى كه مردم بر والى يا امام دارند اين است كه «در كليّۀ امور خيرخواه آنها باشد و آنچه به مصلحت آنهاست انجام دهد و آنها را تشويق به مكارم اخلاق كند و از رسيدگى به امور دنيا و آخرت و رفع مشكلات كوتاهى نكند و كارهاى بزرگ، او را از انجام كارهاى كوچك باز ندارد و توجّهش به طبقات زيرين جامعه و مستضعفان باشد كه هيچ راه و چارهاى سراغ ندارند و بيشتر زحمت را متحمّل مىشوند».[١] والى دلسوز و مشفق آن است كه در جامعه حضور فعّال داشته باشد و با اطلاع دقيق از مشكلات مردم به آنها كمك كند و همانطور كه در خطبۀ ١٠٤ ذكر شده، مانند پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم خستۀ در راه مانده و شكسته پاى متوقف را كمك كند و او را به هدفش برساند.
[١]. مراجعه شود به نامۀ ٥٣ حضرت على عليه السلام به مالك اشتر رحمه الله.