شرح و تفسیر چهل خطبه نهج البلاغة - ایزدی، عباس - الصفحة ٤٣٦ - حيل١٧٢٨ عمروعاص قرآنها بر سر نيزه
پيروز شوى از تو مىترسند. اما اهل شام (پيروان معاويه) اگر على عليه السلام بر آنها غالب شود ترسى ندارند.
و لكن بين قوم امرى را القا كن كه اگر بپذيرند بينشان اختلاف مىافتد و اگر نپذيرند هم اختلاف مىافتد، آنها را دعوت كن كتاب خدا بين تو و آنها حَكَم (داور) باشد كه به حاجت خود مىرسى، من اين كار را براى وقت نياز تو ذخيره كردهام، معاويه پذيرفت و چون صبح شد قرآنها را بر اطراف نيزه كردند كه تعداد آنها ٥٠٠ عدد بود.
قرآنِ مسجد اعظم را بالاى سه نيزۀ به هم بسته قرار دادند كه ده طايفه آنها را گرفته بودند و همگى فرياد مىزدند: اى جماعتِ عرب خدا را خدا را در نظر بگيريد در مورد زنان و دختران، و در مورد دينتان از خدا بترسيد «هذا كِتابُ اللّه بَيْنَنا وَ بَيْنَكُم» (اين كتاب خداست كه بين ما و شما حاكم است).
اميرالمؤمنين عليه السلام به درگاه خدا عرض كرد: «اللّهم انّك تَعْلَم اِنَّهم مَاالكتابَ يُريدُونَ فَاحْكُم بَيننا و بَينهم اِنَّك اَنت الحَكَم الْحَقّ الْمُبين»: (خدايا تو مىدانى اينها قرآن را قصد نمىكنند، پس بين ما و آنها داورى كن كه تو حاكم بر حق و روشن كنندۀ حق و باطل هستى).
در اين هنگام اصحاب امام على عليه السلام اختلاف كردند، عدّهاى گفتند: اَلقتال، اَلقتال.
جنگ، جنگ و اكثر آنها گفتند: «المحاكمة الى الكتاب» يعنى قضاوت با قرآن باشد. در حالى كه ما به سوى قرآن فراخوانده شديم، جنگ بر ما جايز نيست و از هر طرف فرياد زدند: «الموادعة» رها كردن جنگ.
«فَقال عليه السلام فِى جَوابِهم» حضرت على عليه السلام در جوابشان فرمود: «اَيُّها النّاس انّى اَحَقُّ مَن اَجابَ اِلى كِتابِ اللّه و لكِن مُعاويهَ و عَمرُ و عاص و ابن ابى معيط، لَيْسُوا بِاَصْحاب دِينٍ و لاقرآنٍ اِنّى اَعْرَفُ بهم مِنْكُم...»
(اى مردم من سزاوارترين كسى هستم كه به كتاب خدا پاسخ گفت: ولى معاويه و