شرح و تفسیر چهل خطبه نهج البلاغة - ایزدی، عباس - الصفحة ٤٤٣ - غلام حذيمه پادشاه حيرة
منظور از «هذه الحكومة» حكميّتى است كه در رابطه با جنگ صفّين بر على عليه السلام تحميل شد. «نخلتُ» از مادّۀ «نَخل» به معنى تصفيه و اَلَك (سرند) كردن است.
مىفرمايد: من از ابتدا رأى و نظر خود را در مورد حكميّت به شما گفتم و صاف و خالص آنچه را نظرم بود، بيان كردم و با حكميّت مخالف بودم و مىدانستم عاقبت خوبى ندارد.
غلام حذيمه پادشاه حيرة
«لَو كانَ يُطاعُ لِقَصيرٍ اَمرٌ» (كاش دستور «قصير» اطاعت مىشد).
«لو» در جملۀ فوق حرف تمنّى است به معنى آرزو.
قصير نام غلام حذيمه پادشاه منطقۀ حيره است. اينجا حضرت على عليه السلام از يك ضرب المثلى استفاده كردهاند كه داستان آن اين است. حذيمۀ ابرش پادشاه منطقۀ حيره نزديك كوفه بود كه با پادشاه الجزيره درگير شد و او را كشت و دختر پادشاه الجزيره به نام زباء كه دخترى زيبا و بدون شوهر بود بعد از پدرش پادشاه الجزيره شد و خواست انتقام خون پدر را از حذيمه بگيرد، لذا نامه نوشت اگر از من خواستگارى كنى با تو ازدواج مىكنم و بعد از آن با هم هر دو مملكت را يكى مىكنيم و كشور مستقل و بزرگى بوجود مىآيد.
حذيمه طمع كرد، در ضمن هزار اسب سوار حركت كرد بسوى الجزيره. قصير غلام آزاد شده حذيمه به او گفت از اين سفر منصرف شود، اين خدعه است ولى پادشاه نظر وى را نپذيرفت. وقتى سپاه حذيمه به جزيره نزديك شدند، سپاه زباء (دختر پادشاه الجزيره) به استقبال آمدند، اما از آنها احترام و اكرامى ديده نشد، در اينجا قصير به حذيمه گفت برگرد، آثارى از عمل به وعده ديده نمىشود، او زن است «و مِن شَأن النِّساء الْغَدرُ» (از شأن زنان مكر و حيله است).