شرح و تفسیر چهل خطبه نهج البلاغة - ایزدی، عباس - الصفحة ١٩٢ - امتحان و ابتلاء
خداوند مال و جان و زندگى اولاد را عنايت مىكند كه انسان بواسطۀ آنها در آزمايش قرار گيرد.
ابن ابى يعفور مىگويد به امام صادق عليه السلام عرض كردم فدايت شوم! از عربها با حضرت قائم عليه السلام چند نفر هستند؟ فرمود: چند نفرى. گفتم به خدا قسم آن عربهايى كه امر فرج حضرت را توصيف مىكنند خيلى هستند، حضرت در جواب فرمود: «لابُدّ للنّاس اَنْ يُمَحَصّوا و يُميَّزوا و يُغَرْبَلوا و يستخرج فى الغربال خلقٌ كثيرة»[١](مردم بايد امتحان شوند از يكديگر تميز داده شوند و غربال گردند و در غربال خيلىها خارج مىشوند، يعنى ناخالص هستند).
امتحان و ابتلاء
آرى، تا پاى شعار و سر و صدا همه هستند، اما هنگام بلا و سختى تعداد كمى مىمانند كه باطناً به عقيده و آرمانشان پايبند هستند و با شعور و آگاهى به ميدان آمدهاند.
خوش بود گر محك تجربه آيد به ميان تا سيه رو شود آنكس كه در او غِش باشد
مناسب است چون حضرت على عليه السلام بحث امتحان را عنوان فرمودند مقدارى دربارۀ آن صحبت كنيم. در قرآن مجيد در رابطه با امتحان تعبيرات اختبار، تمحيص، تمييز، ابتلاء و فتنه آمده است و ما افراد بشر خيال مىكنيم امتحان انسانها فقط به حوادث سخت و مشكل است مانند جنگ، گرانى، مصيبت و... و فكر مىكنيم امتحان الهى منحصر به اينها است ولى اگر بطور اجمال به آيات قرآن كريم، نظر افكنيم بدست مىآيد هر پيشآمدى براى انسان امتحان است.
در سورۀ آل عمران مىفرمايد: (كُلُّ نَفْسٍ ذائِقَةُ اَلْمَوْتِ.... مَا اَلْحَياةُ اَلدُّنْيا إِلاّ مَتاعُ اَلْغُرُورِ
[١]. اصول كافى، ج ١، ص ٣٧٠، باب التّمحيص و الامتحان.