شرح و تفسیر چهل خطبه نهج البلاغة - ایزدی، عباس - الصفحة ٦٦ - خلافت عثمان و عملكرد او
اعتراض خيلى از جمله ابوذر غفارى رحمه الله واقع شد و منجر به تبعيد وى به شام گرديد كه در آنجا با معاويه در گير شد و باز او را به مدينه برگرداندند و مجدّداً به ربذه تبعيد شد و در آنجا در كمالِ مظلوميت اوّل پسر و بعد دخترش در نهايت خودش از گرسنگى و ندارى از دنيا رفتند. و عثمان حَكَم و مروان بن حَكَم را كه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم تبعيد كرده بود از تبعيد گاه برگرداند و وزير و مشاور خود قرار داد. مرحوم علامه امينى دربارۀ عثمان و تصرفات او در بيت المال مسلمين و بخششهاى وى به خويشانش مىنويسد: «بعضى از اطرافيان عثمان مثل عبدالرحمن بن عوف شوهر خواهر عثمان، و زيد بن ثابت بعد از مرگشان طلاهايى را كه از آنها مانده بود با تبر مىشكستند و تقسيم مىنمودند. غير از زمينهاى حاصلخيز پر قيمت و اموال ديگرى كه داشتند[١]».
و اين حالت حيف و ميل بيت المال و بى عدالتى و هزار فاميل و بذل و بخششهاى بى حد و حساب و فساد مالى عثمان، و تند روىها ادامه پيدا كرد.
«الى اَنِ انْتَكَثَ عليه فَتلُهُ و اجهز عليه عملُهُ و كَبَتَ به بِطْنَتُهُ» (تا اينكه ريسمان تابيده عثمان باز شد و رفتارش سبب سرعت قتل او گرديد و پرى شكم و شكم پرستى وى را به رو به زمين انداخت).
پنبه را كه مىخواهند تبديل به نخ كنند آن را تاب مىدهند و مىپيچند و بعد از نخهاى تابيده شده طناب درست مىكنند و وقتى آن را به هم بزنند و بافتهها را وابتابند و به قول معروف رشتهها پنبه مىشود و دوباره مثل اوّل مىشود. حضرت مىفرمايد:
ريسمان تابيدۀ عثمان باز شد و دوران حكومتش به سر آمد.
«و اجهز عليه عمله» و عملكردش تير خلاص را به او زد و او را زمينگير كرد. زدن تير خلاص به مجروح را در ميدان جنگ اجهاز گويند. خليفۀ سوم را چه كسى خلاص كرد و كارش
[١]. الغدير، ج ٨، ص ٢٨٤، چاپ بيروت.