شرح و تفسیر چهل خطبه نهج البلاغة - ایزدی، عباس - الصفحة ٥٢ - سكوت براى حفظ اسلام و اتّحاد
گلو دارد. حضرت شرايط سخت و ناگوار غصب خلافت را اين طور ترسيم مىكند كه شخصيّتى مانند اميرالمؤمنين عليه السلام خود را ذى حق و لايقِ منحصر به فردِ اين مقام بداند، و از طرفى پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم به دستور خداوند او را منصوب نموده، در عين حال عدّهاى بدون هيچ ملاك و شايستگى حضرت را از حقّ مسلّم خود محروم سازند و در نتيجه دين مقدس اسلام و امت اسلام دستخوش ذوق و سليقه و تحريفات و گمراهىهاى آنها شود، اين براى اميرالمؤمنين عليه السلام خيلى سخت و از زهر كشندهتر است اما چارهاى جز صبر و سكوت و حفظ وحدت اسلامى ندارد.
«اَرى تُراثى نَهْباً» در حالى كه مىبينم ميراث فكرى و فرهنگيم (منصب خلافتم) به غارت و تاراج رفته و ربوده شده است. حضرت خلافت را ارث خود مىداند كه از جانب پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم و از طرف خداوند براى آن حضرت تعيين شده بود.
والسّلام عليكم و رحمة اللّه و بركاته