شرح و تفسیر چهل خطبه نهج البلاغة - ایزدی، عباس - الصفحة ٥٠ - سكوت براى حفظ اسلام و اتّحاد
شجاعتها و فداكارىهايى كه ما از اين مرد بزرگ در زمان گذشته ديديم، الان مشاهده كرديم با داشتن آن همه توان و قدرت و شجاعت، از خود عكس العملى نشان نمىدهد، فهميديم اين على عليه السلام براى خدا كار مىكند در حالى كه الان شجاعت و قدرت شمشير زدن او هيچ كم نشده است.
بالاخره حضرت على عليه السلام نمىخواهد در خانۀ اسلام (مدينه) جنگ داخلى درست شود و درگيرى ايجاد گردد و آن بزرگوار كه امام المتّقين است مىخواهد كارى كند كه از هر گونه اختلاف و كشمكش و نزاع و كارى كه باعث تضعيف اسلام نوپا و زحمات ديرينه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله و سلم، مىشود پرهيز و خوددارى كند. بنابراين شايسته است ما هم كه مردم ما را به عنوان آيتاللّه يا حجة الاسلام مىشناسند، كارى بكنيم كه اعمال و رفتار ما نشانۀ پى بردن مردم به خدا باشد و برنامههاى ما طبق دستورات اسلام باشد و به طور واقعى حجت و دليل اسلام باشيم.
مىگويند آن وقت كه اواخر عمر پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله و سلم بود اوضاع انقلاب اسلامى رو به ضعف مىرفت يك عده مرتد در داخل مدينه پيدا شده بودند و يك افراد متنبّى هم پيدا شده بودند كه ادّعاى نبوّت مىكردند مانند مسيلمۀ كذّاب كه وقتى پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم آب دهان در چاهى كه خشك شده بود انداخت، آب پيدا كرد؛ ولى مسيلمه آب دهان را در چاهى كه آب داشت انداخت و خشك شد.
چنين افرادى در مقابل پيامبر ادّعاى پيامبرى و نبوّت داشتند. و از طرفى دولت روم لشكر فراهم كرده و تا نزديكى مدينه آمده بود و فقط منتظر بود در داخل مدينه جنگ و درگيرى درست شود تا حمله را شروع كند و اسلام نوپا را از بين ببرد.
اين حالت و موقعيّت حكايت مىكند كه اگر على عليه السلام طور ديگرى برخورد مىكردند و داخِلِ مدينه درگيرى بين طرفداران دو جناح درست مىشد، اسلام به طور كلّى از بين مىرفت ولى حضرت با تقوى و درايتى كه داشتند با ناديده گرفتن خلافتِ ظاهرىِ دنيا، طورى برخورد كردند كه اسلام محفوظ بماند و به فرمايش خودشان