شرح و تفسیر چهل خطبه نهج البلاغة - ایزدی، عباس - الصفحة ٤٤٠ - حيل١٧٢٨ عمروعاص قرآنها بر سر نيزه
(گواهى مىدهم معبودى جز خداى يگانه نيست، يگانه است و شريكى براى او نيست و با او خداى ديگرى نيست).
جملۀ «وحده لا شريك له» توضيح معناى «لا اله الاّ اللّه» است كه وحدانيت خداوند و بى شريكى او را تأكيد مىكند «و ليس معه الهٌ غيره» تأكيد لا اله الاّ اللّه و تثبيت مقتضاى آن است، يعنى يگانگى خداوند را در معبود بودن تقرير و تثبيت مىكند.
«و اَنَّ مُحمَّداً عَبْدُه وَ رَسُولُه» (و گواهى مىدهم كه به حقيقت، محمد صلى الله عليه و آله و سلم بنده و رسول خداست)
اين جمله بعد از اقرار به توحيد و شهادت به وحدانيت خداوند گواهى به رسالت و بندگى پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم مىباشد.
نسبت پيش آمد سخت و بلاى بزرگ به روزگار مانند نسبت شرّ است به زمان كه در خطبۀ ٣٢ توضيح آن گذشت و اجمالاً هر چيزى بخواهد در عالم هستى از حوادث و خيرات و شرور، واقع شود احتياج به علت دارد و زمان يكى از اسباب مُعِدّه است كه فراهم كننده زمينه براى پيشآمدهاست و حوادث مادّى در زمان واقع مىشوند و امور زمانى بدون زمان نيستند، لذا صحيح است كه بعضى زمانها را به اعتبار بعضى وقايع به خير توصيف كنيم و بگوييم زمانِ خير و يا زمانِ عدل و اين براى اين است كه مردم مواظبت بر قوانين شرعى دارند و كارها بر مجراى خير است و بعضى زمانها را توصيف به شر مىكنيم. مثلاً مىگوييم زمانِ جور و ظلم به جهت شرور و مفاسد زيادى كه در آن واقع مىشود و كار مردم و معاد و معاششان انتظامى ندارد.
در اينجا نيز چون حادثۀ ناگوار كنار زدن امام على عليه السلام از خلافت و نصب معاويه به اين مقام در زمان خاصّى انجام گرفت حضرت مىفرمايند: «اَتى الدّهر بِالْخَطْبِ الْفادِح و الْحَدَثِ الْجَليل» (يعنى روزگار بلاى بزرگ و پيش آمد بسيار سختى را پيش آورد).
«اَمّا بَعدُ، فَاِنَّ مَعْصِيَةَ النّاصِحِ الشَّفيقِ العالِمِ الْمُجَرَّبِ تورِثُ