شرح و تفسیر چهل خطبه نهج البلاغة - ایزدی، عباس - الصفحة ٤٣٩ - حيل١٧٢٨ عمروعاص قرآنها بر سر نيزه
منصوب كردم و از منبر پايين آمد[١]».
وقتى اين خبر در كوفه به حضرت على كه منتظر نتيجۀ حكميت بود رسيد، دلتنگ و ناراحت شد و به منبر رفت و براى مردم اين خطبه را ايراد فرمود:
«اَلحَمدللّهِ و اِن اَتَى الدّهر بَالْخَطْبِ الْفادِحِ، و الحَدَثِ الْجَليل» (همۀ حمد و ثناها از همۀ حمد كنندگان براى خداست و او سزاوار و شايستۀ همۀ حمد و ثناهاست).
لام «للّه» براى استحقاق مىباشد. «خطب» يعنى مصيبت و حادثه، «فادح» يعنى سنگين، «والحدث الجليل» به معنى حادثۀ بزرگ است.
حضرت در اين جمله در مقابل حوادث و پيش آمدهاى ناگوار درس بزرگى به ما مىدهد و مىفرمايد اگرچه روزگار مصيبت سنگينى را پيش آورده است مصيبتى بزرگتر از اين نبود كه معاويهاى كه تا سال هشتم هجرى اسلام نياورده بود و با اسلام و مسلمانان مىجنگيد و بعد از فتح مكّه مسلمان شد، الان خليفۀ رسول اللّه و پيشواى مسلمين شود.[٢]
امّا در هر حال حمد و سپاس مختصّ ذات خداوند حكيم است و در هر شرائطى خداوند شايسته شكر و سپاس است و انسان در مقابل تمام مصائب و ناگوارىها، بايد سپاسگزار خداوند باشد و لب به شكوه و شكايت نگشايد و تسليم تقدير و قضاى الهى باشد. و بعد از انجام وظيفه خداوند هر چه را صلاح دانست، پذيرا باشد. براى امثال اميرالمؤمنين عليه السلام كه خود شايستۀ مقام ولايت و خلافت بر مسلمين است، خيلى سخت است كه ببيند نتيجۀ حكميت با دسيسه و تزوير عمروعاص و سادگى ابوموسى، به خلافت رساندن معاويه شد.
«وَ اَشْهَدُ اَنْ لااِلْهَ اِلَّا اللّهُ وَحْدَهُ لاشَريكَ لَه، لَيْسَ مَعَهُ اِلهٌ غَيْرُهُ»
[١]. نهج البلاغه فيض الاسلام، ص ١٠٩. شرح و توضيح فيض الاسلام با مقدارى اضافه و كتاب مرآة الجنان، ج ١، ص ١٠٥.
[٢]. سيرۀ ابن هشام، ج ٤، ص ٤٣ و البدأ والتاريخ، ج ٥، ص ٢٢٨ و تاريخ يعقوبى، ج ٢، ص ١٩٠.