شرح و تفسیر چهل خطبه نهج البلاغة - ایزدی، عباس - الصفحة ٣٠١ - مقام يقين و آثار آن
مانع پارس و حملۀ سگِ خانه به هنگام ورود مهمانان شده و او را طرد كرده است، سگ ترسو شده است و هر وقت مىخواهد به كسى حمله كند بهخاطر اينكه نكند صاحبش مانع او شود، مىترسد و حمله نمىكند.
به يك انسان خيره سر و قلدر كه حرف حساب سرش نمىشود به جاى اين كه بگوييم جوانمرگ بشوى، مىگوييم مادرت به عزايت بنشيند چون لازمۀ مردن فرزندِ جوان، گريه و عزادارى مادر است، در اينجا لازم ذكر شده و اراده ملزوم گرديده است.
حضرت بعد از اين تعبير مىفرمايد اينها چه كسى را مىترسانند، من كه مرد جنگ ديدهاى هستم چگونه مىشود از جنگ و شهادت بترسم؟ حضرت در يكى از خطبهها مىفرمايد: «لَقَد نَهَضْتُ فيها وَ مَا بَلَغْتُ العِشْرِينَ، وَ هَا أنَا ذَا قَد ذَرَّفْتُ عَلى السِّتّيِنَ» (هنوز بيست سالم تمام نشده بود كه در جنگها شركت داشتم تا كنون كه به شصت سالگى رسيدهام).[١]
به عثمان ابن حنيف مىفرمايد: «واللّهِ لَو تَظَاهَرَتِ العَرَبُ عَلى قِتالِى لَما وَلَّيْتُ عَنْها وَ لَوْ اَمْكَنَتِ الفُرَصُ مِن رِّقابِها لَسارَعَتُ إِلَيْهَا، و سَاَجْهَدُ فِى اَنْ اُطَهِّرَ الأرْضَ مِن هذا الشَّخْصِ المَعْكُوسِ وَالجِسمِ المَرْكُوسِ»[٢](اگر تمام عرب پشت به پشت بدهند و بخواهند با من يك تنه بجنگند من كسى نيستم كه پشت به جنگ كنم و اگر فرصتها امكان دهند بسويشان مىشتابم و همه را گردن مىزنم و زود باشد كه كوشش كنم زمين را از وجود اين شخص وارونه (معاويه) و كالبد سرنگون، پاك سازم).
مقام يقين و آثار آن
«و لا اَرهَبُ بالضّرب» (و بواسطۀ ضربِ دشمن در وجودم ترس و رعبى ايجاد نمىشود)
[١]. انتهاى خطبه ٢٧.
[٢]. نهج البلاغه، نامه ٤٥ (به عثمان ابن حنيف)، فراز ٨.