شرح و تفسیر چهل خطبه نهج البلاغة - ایزدی، عباس - الصفحة ١٢٥ - پيمان شكنى طلحه و زبير
و من كلامٍ له عليه السلام لمّا أشير عليه بأن لا يتّبع طلحة و الزّبير و لا يرصد لهما القتال
از كلمات آن حضرت است، وقتى از طرف امام حسن عليه السلام تقاضا شد طلحه و زبير را كه پيمان شكستند و فرار كردند تعقيب نكند و در كمين جنگ با آنها نباشد.
«واللّه لا اكون كالضَّبُع: تنام على طول اللَّدْم حتى يصل اليها طالبها و يختلها راصدها» (به خداوند سوگند من مانند كفتار نيستم كه مىخوابد بر طولانى شدن ضربه زدن تا اينكه طلب كننده (صيّادش) به او دست يابد و كسى كه در كمين او است فريبش دهد).
پيمان شكنى طلحه و زبير
هنگامى كه طلحه و زبير بيعت شكنى كردند و به اتفاق عايشه به بصره رفتند حضرت تصميم گرفت آنها را تعقيب كند و مقدمات جنگ با آنها را فراهم آورد.
مرحوم ميرزا حبيب اللّه خويى از ابن ابى الحديد نقل مىكند اميرالمؤمنين عليه السلام فرمود: اين سه نفر به بصره رفتند و هر كدام امر خلافت و حكومت را براى خود مىخواست. به خدا قسم اگر به هدف خود رسيدند - كه هرگز نمىرسند - هر كدام بعد از نزاع شديد گردن ديگرى را مىزند و عايشه هر كار مىكند در معصيت و غضب خداست و طلحه و زبير مىدانند كارشان خطاست. «و رُبَّ عالم قتلة جهله و معه علمه لا ينفعه و حسبنا اللّه نعم الوكيل...»[١](چه بسيار عالمى كه جهلش او را كشت در حالى كه علمش كه با او بود، وى را نفعى نبخشيد و خدا براى ما كافى است و خوب نگهدارى است).
و همچنين ابن ابى الحديد مىنويسد: «زبير و طلحه چند روز بعد از بيعت با حضرت على عليه السلام آمدند پيش آن حضرت و گفتند اى على ديدى كه در ولايت عثمان تماماً بر ما جفا شد و ديدى كه نظر عثمان با بنى اميّه بود و خداوند خلافت را بعد از عثمان به تو داد «فَوَلِّنا بعضَ اَعمالِك» پس ولايت بعضى كارهايت را به ما واگذار كن) حضرت على عليه السلام در جوابشان فرمودند: راضى باشيد به آنچه خداوند براى شما قرار داده تا من
[١]. منهاج البراعة، ج ٣، ص ١٤٧ و ١٤٨.