شرح و تفسیر چهل خطبه نهج البلاغة - ایزدی، عباس - الصفحة ٣٧٨ - شكايت على عليه السلام از مردم كوفه
(اى مردمى كه بدنهايتان جمع است و خواستههايتان با يكديگر اختلاف دارد).
«اَهْوى» جمع «هَوى» به معنى ميل و خواستۀ نفس است چه خوب و چه بد، هر چند معمولاً دربارۀ ميل شيطانى به كار مىرود. در اين جا حضرت مردم كوفه را مذمّت مىكند براى اينكه دلهايشان با هم نيست و يك رأى و نظر دربارۀ جنگ ندارند و انديشههاى گوناگون دارند. مىفرمايد:
«كَلَامُكُمْ يُوهِي الصُّمَّ الصِّلَابَ، وَ فِعْلُكُمْ يُطْمِعُ فِيكُمُ الْأَعْدَاءَ، تَقُولُونَ فِي الَْمجَالِسِ كَيْتَ وَ كَيْتَ، فَإِذَا جَاءَ الْقِتَالُ قُلْتُمْ: حِيدِي حَيَادِ» (سخن شما سنگهاى سخت را سست و نرم مىكند و كار شما دشمن را به طمع مىاندازد، وقتى در مجالس مىنشينيد مىگوييد چنين و چنان مىكنيم، اما وقتى زمان جنگ شد مىگوييد اى جنگ از ما دور شو).
«يوهى» فعل مضارع از باب افعال و ريشه اصلى آن «وَهى» است به معنى سستى. «صُمّ» جمعِ «اَصَمْ» به معنى كر مثل «عُمى» كه جمع «اَعمى» است. خداوند در قرآن كريم مىفرمايد: (صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ فَهُمْ لا يَرْجِعُونَ)؛[١]منافقان كران و كورانى هستند كه بر نمىگردند.
«الصِّلاب» جمع «صَلِب» يعنى سخت و نفوذناپذير. و «كَيْتَ» كنايه از كار و فعل است و براى كنايه از شخص مىگويند فلانٌ و براى كنايه از عدد مىگويند كذا.
«حِيدى حَياد» كلمهاى است كه فرار كننده آن را به كار مىبرد از باب «حادَ يَحيدُ» مثل «باعَ يَبيعُ». «حَيد» به معنى انحراف از چيزى است. «حِيدى» امر حاضر و خطاب به جنگ است، يعنى اى جنگ از من دور شو. حَيادِ مبنى بر كسر است و اقرب الموارد[٢] مىنويسد: به معنى شىء است و در اينجا در جنگ به كار رفته است.
[١]. بقره (٢)، ١٨.
[٢]. اقرب الموارد، مادّۀ «حَيَد».