شرح و تفسیر چهل خطبه نهج البلاغة - ایزدی، عباس - الصفحة ٣٨٠ - شكايت على عليه السلام از مردم كوفه
داريد جنگ را ترك مىكنيد مانند بدهكارى كه بدهى خود را با اينكه توان پرداخت دارد، چون نمىخواهد قرض خود را بپردازد با امروز و فردا كردن به تأخير مىاندازد.
«و لا يَمنَعُ الضَّيْمَ الذَّليلُ» (شخص ضعيف و خوار نمىتواند جلوى ستم را بگيرد).
انسانِ ستم كش چون اعتماد به نفس ندارد در خود شجاعت نمىبيند و باور نمىكند بتواند در مقابل ظلم و تعدّى ديگران ايستادگى كند و هميشه فكر مىكند در مقابل قدرتمندان بايد تو سرى خور و ناتوان باشد، در صورتى كه اگر با اعتماد و توكّل بر خداوند به ميدان مبارزه با قدرتمندان و ابرقدرتها بيايد پيروز مىشود.
خداوند در قرآن مىفرمايد: (قالُوا لا طاقَةَ لَنَا اَلْيَوْمَ بِجالُوتَ وَ جُنُودِهِ قالَ اَلَّذِينَ يَظُنُّونَ أَنَّهُمْ مُلاقُوا اَللّهِ كَمْ مِنْ فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةً بِإِذْنِ اَللّهِ وَ اَللّهُ مَعَ اَلصّابِرِينَ)؛[١]عدّهاى از پيروان داود عليه السلام گفتند ما توان مقابله با جالوت و سپاه او را نداريم اما آن عدّه كه يقين به ملاقات پروردگار داشتند گفتند چه بسيار گروه كمى كه به اذن خداوند بر گروه بسيارى غلبه كردند و خداوند با شكيبايان است.
اين آيۀ كريمه روحيۀ دو دسته از پيروان حضرت داود عليه السلام را بيان مىكند، عدهاى با نداشتن اعتماد به نفس در مقابل جالوت و لشگريانش اظهار ضعف و ناتوانى مىكردند و عدهاى كه اهل يقين و اعتماد به نفس بودند با روحيۀ قوى، نظرشان اين بود كه چه بسيار تعداد اندكى از اهل حق در طول تاريخ، كه در مقابل گروه زيادى ايستادند و پيروز شدند.
«و لا يُدرَكُ الحَقَّ اِلاّ بالجِدِّ» (و حق جز با جديت بدست نمىآيد).
هميشه در راه حق بايد جدى و كوشا بود و با صبر و شكيبايى پيش رفت تا به نتيجه رسيد و مَثَلِ معروف است كه حق گرفتنى است نه دادنى. در حانه نشستن و طالب حق
[١]. بقره (٢)، ٢٤٩.