شرح و تفسیر چهل خطبه نهج البلاغة - ایزدی، عباس - الصفحة ٤١٢ - خداجويان واقعى
براى دبّاغى به كار مىرود و ناچيزتر است از خُردهريزهاى كه هنگام قيچى كردن چيزى مانند پشم گوسفند و پارچه و... از لب قيچى مىريزد.
«وَاتَّعِظوا بِمَن كانَ قَبلَكُم، قَبلَ اَن يَتَّعِظَ بِكُمْ مَن بَعدَكُم، وَارْفَضُوها ذَميمَةً، فَاِنَّها قَد رَفَضَت مَن كانَ اَشعَفَ بِها مِنكُم» (براى پى بردن به بى ارزشى دنيا پند بگيريد به احوال پيشينيان قبل از اينكه آيندگان از احوال شما پند بگيرند. و دنيا را رها كنيد، در حالى كه مذمّت شده و ناپسند است. چرا كه دنيا كسى را كه از شما علاقه و ميلش به آن بيشتر و شديدتر بود، رها كرد.)
«رَفَض» به معناى رها كردن و دور انداختن است و «شَغف» به معناى ميل.
روايت شده دنيا براى حضرت عيسى در قيافۀ پيرزنى ظاهر شد كه خودش را به انواع زينتها آرايش كرده بود، حضرت عيسى عليه السلام به او فرمود: تا كنون چند شوهر كردهاى؟ گفت نمىتوانم شماره كنم. حضرت عيسى عليه السلام فرمود: شوهرهاى تو مردند يا اين كه تو را طلاق دادند؟ گفت: همۀ آنها را كشتهام، حضرت عيسى عليه السلام فرمود بيچاره شوهرهاى آيندۀ تو كه از شوهرهاى گذشته عبرت نمىگيرند كه چطور آنها را يكى پس از ديگرى هلاك كردى و باز هم از تو بر حذر نيستند[١].
دنيا مثالِ بحر عميق است پر نهنگ آسوده عارفان كه گرفتند ساحلى
دنيا زنى است عشوه گر و دلستان ولى با كس به سر نمىبرد او عهد شوهرى
آبستنى كه اين همه فرزند زاد و كشت ديگر كسى چه دارد از او مهر مادرى
دنيا نيرزد آن كه پريشان كنى دلى زنهار بد مكن كه نكرده است عاقلى[٢]
والسلام عليكم و رحمة اللّه و بركاته
[١]. منهاج البراعة، ج ٤، ص ٥٨.
[٢]. اين شعر را مرحوم حاج اكبر آقا سعيدى نژاد از قول شاعر، در يكى از سفرهاى تبليغى در سال ١٣٨٠ در ده بُرزِ سيرجان برايم خواندند. روحش شاد.