شرح و تفسیر چهل خطبه نهج البلاغة - ایزدی، عباس - الصفحة ٤٦ - سير تاريخى خطب١٧٢٨ شقشيقيه
خواندم و وقتى به اين جمله رسيدم كه عبداللّه بن عباس اظهار تأسف مىكند از قطع كلام حضرت و ناتمام ماندن مطلب آن بزرگوار، استادم ابن خشّاب به من گفت: اگر حاضر بودم و مىشنيدم عبداللّه ابن عباس اين سخن را مىگويد به او مىگفتم: آيا در نفسِ پسر عمويت على عليه السلام چيزى باقى مانده كه در اين خطبه به آن نرسيده كه تو تأسف و حسرت بخورى كه از كلامش به مراد و مقصود خود نرسيد؟ به خدا قسم در اين خطبه حضرت دست از اولين و آخرين بر نداشت و در نفسِ او احدى نماند كه ذكر نكند مگر رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم را.
بعد از اين ابن ابى الحديد مىنويسد: استادم مصدّق گفت: من به استادم ابن خشّاب گفتم آيا به نظر شما اين خطبه از تأليفات ديگران است يا كلام على عليه السلام است؟ گفت نه به خدا قسم من به تحقيق مىدانم كه سخن على عليه السلام است همانطور كه يقين دارم تو مصدق بن شبيب هستى. سپس ابن ابى الحديد مىگويد: مصدق گفت من به ابن خشّاب گفتم خيلى از مردم (اهل سنّت) مىگويند اين خطبه كلامِ سيد رضى رحمه الله است. فقال «اَنّى للرّضى و لغير الرّضى هذا النَّفَس و هذا الاسلوبُ» پس گفت رضى و غير رضى كجا و اين نَفَس گرم و نافذ و اين سبك و اسلوبِ شيوا كجا؟ ما به مقالات سيّد رضى دست يافتيم و روش و فنّ او را شناختيم و مىدانيم هيچ وقت كلام او با كلام على عليه السلام قابل مقايسه نيست. سپس گفت به خدا قسم من بر اين خطبه اطّلاع يافتم در كتابهايى كه تصنيف شده قبل از تولّد سيد رضى به مدّت دويست سال و اين خطبه را يافتم با خطبهاى كه مىشناسم.
از اين قسمت تاريخ به خوبى استفاده مىشود خطبه شقشقيه از خطبههاى معروف اميرالمؤمنين عليه السلام است و جناب سيد رضى آن را جعل نكرده است و در اين خطبه چون حضرت گلايهاى از دوران خلافت خلفاى ثلاثه دارند و به صراحت حقايقى را بازگو مىكنند، براى عدهاى از علما و اهل سنّت سخت و ناگوار آمده و آن را از مجعولات مرحوم سيد رضى دانستهاند.