شرح و تفسیر چهل خطبه نهج البلاغة - ایزدی، عباس - الصفحة ٣٨٩ - عوامل پيمان شكنى
داشتهايد كه من شما را از آن منع كردهام؟ و يا كدام نصيب و بهرهاى از بيت المال مسلمين بوده كه خود برداشته و به شما ندادهام؟ و يا كدام حق و دعوايى بوده كه يكى از مسلمانان پيش من مطرح كرده و من از بيان حكم و قضاوت در آن عاجز و ناتوان ماندهام و يا نسبت به آن نادان بوده و يا اشتباه كردهام تا نيازمند به كمك و مشورت شما باشم؟
سوگند به خدا هرگز طالب و خواستار خلافت و علاقمند به حكومت نبودم ولى شما مرا به آن دعوت و وادار نموديد. پس وقتى خلافت به من رسيد به كتاب خدا و دستورى كه براى ما در آن تعيين فرموده و ما را به حكم كردن بدان امر فرموده، نظر كردم و از آن پيروى نمودم و به آنچه پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم سنت و روش قرار داده نظر كردم و پيروى نمود و در اين كار به فكر و انديشه شما و غير شما نياز نداشتم. و حكمى پيش نيامده بود كه به آن نا آگاه باشم تا از شما و ساير برادران مشورت بخواهم. بعد از اين حضرت مىپردازند به جواب از اعتراض دوم كه چرا حضرت بيت المال را بدون در نظر گرفتن سوابق اشخاص در اسلام و جنگ در شرافت و نَسب، بطور مساوى بين مستحقين تقسيم مىكند.
مىفرمايد: اما اينكه ياد آورى نموديد چرا در قسمت بيت المال به مساوات رفتار كردم و كسى را برترى ندادم؟ در اين كار هم من به رأى شخص خود و به هواى نفس حكم نكردم بلكه من و شما احكامى را كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم آورده و آنها را پا بر جا قرار داده در دست داريم و بايد به آنها عمل كنيم و نمىتوانيم تغيير و تبديل بدهيم. و در تقسيم آنچه خداوند حكمش را دستور فرموده و آن را امضا فرموده به نظر شما نيازمند نبودم. پس به خدا سوگند شما و غير شما در نزد من حقى ندارند تا از من شكايت كنيد و زبان به گله و ملامت بگشاييد. خداوند دلهاى ما و شما را به حق متوجه گرداند (تا به حق و حقيقت سخن گوييم و رضاى او را در نظر بگيريم) و به ما