شرح و تفسیر چهل خطبه نهج البلاغة - ایزدی، عباس - الصفحة ١٠٣ - هيچ وقت در حق ترديد نكردم
كسى هستم كه هيچ وقت در مطالب اشتباه و ترديد نداشتهام و در مطالبى كه از روى حق به من ارائه شده تا كنون شك نكردهام.
از نظر ادبى «مذ» حرف جرّ است و به معنى ابتداء مدّت است و «اُريتهُ» فعل ماضى مجهول است. يعنى از همان اول زمانى كه پيامبر دعوت به اسلام كرد اوّل مردى (نوجوانى) كه دعوت حضرت را پذيرفت من بودم و تا حالا هيچ وقت نشده كه در حق شك كنم. همۀ علوم پيامبر پيش من است. با اين حال مرا رها مىكنيد و سراغ معاويه مىرويد كه هيچ شايستگى ندارد و در سال هشتم هجرت در پايان كار اسلام آورد و اسلامش از روى ترس بود. عقل مىگويد كسى كه در حق هيچ ترديدى ندارد و اعلم به احكام خداست سزاوار پيروى است نه كسى كه خودش در حق شك دارد و نيازمند به هادى و راهنماست.
خداوند در قرآن مىفرمايد: (أَ فَمَنْ يَهْدِي إِلَى اَلْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ يُتَّبَعَ أَمَّنْ لا يَهِدِّي إِلاّ أَنْ يُهْدى فَما لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ)؛[١]آيا كسى كه به سوى حق رهبرى مىكند سزاوارتر است مورد پيروى قرار گيرد يا كسى كه راه نمىيابد مگر آنكه هدايت شود؟ شما را چه شده چگونه داورى مىكنيد؟.
والسّلام عليكم و رحمة اللّه و بركاته
[١]. يونس (١٠)، ٣٥.