شرح و تفسیر چهل خطبه نهج البلاغة - ایزدی، عباس - الصفحة ٣٠ - فرهنگ محيط بعثت پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم
ايمان خوار و ذليل شده بود. كسى اعتنايى به دستورات خدا نداشت امثال ابولهبها و ابوجهلها از طرف ايادى شيطان يارى مىشدند كه مظهر شيطان بودند.
«فانهارت دعائمهُ و تنكّرت معالمه» پايههاى ايمان و اعتقاد به خدا و مقدسات در هم فرو ريخته و آثار و علائم آن نا شناخته و غير معروف شده بود.
«و دَرَسَتْ سُبُلُه و عَفَتْ شُرُكُه» راههاى ايمان مخفى و كهنه و جادههاى مستقيمِ آن محو و نابود گشته بود. «شُرُك» جمع «شراك» است يعنى بند كفش و راه مستقيم.
«اطاعوا الشيطان فسلكوا مسالكه» مردم اطاعت شيطان را نمودند و راههاى او (كفر، نفاق، ضلالت و جهالت و...) را پيمودند.
«و وردوا مناهله» «مناهل» جمع «منهل» است يعنى راه ورود به چشمه (سرچشمه) قبل از بعثت انسانها، با پيروى از دستورات شيطان به سرچشمه هايش وارد شدند (ورود مقابل صدور است يعنى رفتن بر آبگاههاى شيطان).
«بهم سادت اَعلامُه و قام لوائه» بواسطه اطاعت مردم از شيطان، نشانهها و علامت شيطان در جامعه به حركت در آمد و پرچمش سرپا گرديد. عَلَم پرچم كوچك و لواء پرچم بزرگ و اصلى است.
«فى فِتَنٍ داستهم باِخفافه[١] ا و وَطَئْتهم باظلافها و قامت على سَنابِكِها» حضرت فتنههاى زمان جاهليت را تشبيه فرموده به شترهايى كه با سمهاى خود
[١]. خُفّ: كف پاى شتر را گويند كه به منزلۀ كفش بزرگ و پوتين است.