شرح و تفسیر چهل خطبه نهج البلاغة - ایزدی، عباس - الصفحة ٤٦٩ - درس چهل و هشتم خطب١٧٢٨ سى و هشتم
(به دلخواه خود) از متشابِهِ آن پيروى مىكنند، با آنكه تأويل (حقيقتش) را جز خدا و ريشه داران در دانش، نمىدانند.
«فَما يَنجو مِن المَوت مَن خافه و لا يُعطى البقاءَ مَن اَحَبَّهُ» (پس نجات پيدا نمىكند از مرگ كسى كه از آن ترسان است و كسى كه دوستدار زنده بودن باشد هميشه زنده خواهد ماند).
بعضى مثل ابن ابى الحديد گفتهاند اين فصل از سخن حضرت على عليه السلام ظاهراً بى ارتباط با قسمت قبل است[١] كه مربوط به بيان شبهه و يقين بود، و مرحوم سيد رضى آن را در اين جا آورده است، امّا مىشود گفت ارتباطش با فصل قبل اين است كه اوليا و دوستداران خدا كه به درجه يقين رسيدهاند از مرگ و كشته شدن بيم ندارند، زيرا كسى هم كه از مرگ بيم داشته باشد، بالاخره نجات و رهايى از آن نيست و كسى كه دوستدار زنده بودن باشد هميشه باقى نخواهد ماند. لذا شايسته است انسان به زندگى زودگذر دنيا دل نبندد و از مرگ و مبارزه در راه خدا هراسى نداشته باشد.
(إِنَّ اَلْمَوْتَ اَلَّذِي تَفِرُّونَ مِنْهُ فَإِنَّهُ مُلاقِيكُمْ ثُمَّ تُرَدُّونَ إِلى عالِمِ اَلْغَيْبِ وَ اَلشَّهادَةِ فَيُنَبِّئُكُمْ بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ)؛[٢]بگو آن مرگى كه از آن مىگريزيد قطعاً به سر وقت شما مىآيد، آن گاه به سوى داناى نهان و آشكار باز گردانده مىشويد و به آنچه (در روى زمين) انجام مىداديد آگاهتان خواهد كرد.
شاعر:
اَلْموت لاوالداً يَبْقَى وَ لاوَلَداً هذا السَّبيل، اِلى اَن لاتَرى اَحَداً
مرگ نه پدرى و نه فرزندى را باقى نمىگذارد و اين راه ادامه دارد تا احدى را نبينى
كانَ النّبى وَ لَم يَخْلُد لِاُمَّتِهِ لَو خَلَّدَ اللّه خلقاً قَبْلَه خلّداً
پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم بود، ولى براى امتش زنده نماند، پس اگر خداوند كسى را قبل از او زنده نگه مىداشت، او هم هميشگى مىبود.
[١]. نهج البلاغه ابن ابى الحديد، ج ٢، ٢٩٩.
[٢]. جمعه (٦٢)، ٨.