شرح و تفسیر چهل خطبه نهج البلاغة - ایزدی، عباس - الصفحة ٣٧٩ - شكايت على عليه السلام از مردم كوفه
حضرت امير عليه السلام مىفرمايد شعار و سخنانِ همراه با لاف و گزافِ شما سنگهاى سخت را نرم و سست مىكند. كنايه از اينكه سخن و ادعاى شما دلهاى سخت را نرم و تسليم مىكند و حتى به گوشهاى كر نفوذ مىنمايد، اما وقتى پاى عمل در كار آمد به قدرى ناتوانيد كه دشمن به شما طمع مىكند و وقتى دور هم مىنشينيد و مجلس گرم مىشود خيلى چيزها مىگوييد و اظهار شجاعت مىكنيد، اما وقتى زمان جنگ فرا رسيد مىگوييد اى جنگ از ما دور شو.
چه خوب است انسان هميشه اهل عمل باشد نه اهل شعار و وعدۀ توخالى. هنر آن است كه انسان كم حرف بزند و وعده كم بدهد و عمل كند، آن وقت وقتى عمل كرد خودش بدون تبليغ به گوش ديگران مىرسد. وعدههاى بى اعتبار و تضمين نشده هر چند دروغ هم نباشد از اعتبار انسان مىكاهد و او را دروغگو معرّفى مىكند.
«ما عَزَّتْ دَعْوَةُ مَنْ دَعاكُم و لااسْتَراحَ قَلْبُ مَنْ قاساكُمْ».
(دعوت كسى كه شما را بخواند پيروز نمىشود و كسى كه شما را به زحمت به كارى وادارد قلبش راحت نيست).
«عَزَّ» به معنى غلبه است و عزيز يعنى پيروزمند و غالب «و قاسى» فعل ماضى از باب مفاعله به معنى انجام كارى است با زحمت و رنج.
«اَعالِيلُ بِاَضاليلَ دِفاعَ ذِى الدَّينِ المَطُولِ» (عذرهايى مىآوريد و به حرفهاى باطل از خود دفاع مىكنيد مثل دفاع كردن بدهكارى كه پرداخت بدهى را به تأخير مىاندازد).
«اَعاليل» جمع «اُعلولة» و يا جمع «علة» است به معنى عذر و علّت آوردن و «اضاليل» جمع «اضلولة» يعنى سخنان باطل و بى فايده و «مَطول» صفت مشبهه است، يعنى كسى كه اداى دين و بدهى خود را به تأخير مىاندازد.
حضرت مىفرمايد شما هيچ عذر موجّهى براى ترك جهاد نداريد و بهانه و عذر تراشى مىكنيد، به سخنانى كه منطقى و مورد قبول نيست و با اينكه قدرت و توان