مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٩٠ - ٢ جاودانگی حقیقت
را احساس میکنیم، یک سلسله آثار برای ما قابل آزمایش است. اگر ما بخواهیم وجود خورشید را قبول کنیم، با یک قیاس باید قبول کنیم نه از راه آزمایش که در این نظریه معیار حقیقت قرار گرفته است. اختصاص به راسل ندارد، فیزیکدانهای امروز به قدری علم را از اعتبار انداختهاند [که حد ندارد] و فیزیک از جنبه نظری و کشف واقع و نفس الامر، علم را به کلی از اعتبار انداخته است. مثلًا در فیزیک امروز علیت را نمیشود گفت که یک امر واقعی است، دوام و استمرار را برای هیچ چیزی نمیشود گفت یک امر واقعی است. اصلا اینکه آیا ماده در عالم وجود دارد، از نظر فیزیک امروز یک امر صد در صد مشکوکی است و به قول خودشان الآن علم به سوی ایدهآلیسم پیش میرود و جدایی علم و فلسفه نتیجهاش همین است و تکیه بر آزمایش نتیجهای جز این ندارد. خود راسل میگوید: آیا جهان بیرون از ذهن ما وجود دارد؟ بعد جواب میدهد: محتملا وجود دارد، شاید هم وجود نداشته باشد (اگر با زبان علم بخواهیم حرف بزنیم). بعد میگوید: مردم تعجب خواهند کرد که علم در ناحیه عمل این مقدار پیشرفت کرده و اینجور خوب نتیجه عملی میدهد و از جنبه نظری اینقدر ضعیف شده است. ما همینقدر میتوانیم بگوییم که این فرمولهای ما در عمل مفید واقع میشود ولی هرگز نمیتوانیم بگوییم که این فرمولها حقیقتی را برای ما کشف میکند. روز به روز دنیای واقع و نفس الامر برای بشر مجهولتر میشود ولی در عین حال همین فرمولها در عمل نتیجه میدهد.
یک طبیب قدیمی بود در تهران که تحصیلات جدید هم کرده بود، یک سخنرانی داشت راجع به طب قدیم، میگفت: طب قدیم با طب جدید از جنبه نظری قابل مقایسه نیست، مثلًا قدما برای مغز چند قسمت بیشتر نمیدانستند ولی امروزه پانصد میلیون مرکز در مغز کشف شده است. ولی طب، عمل و علاج است نه تئوری.
میگفت: من نمیدانم قضیه چیست، ولی همینقدر میدانم که با طب قدیم معالجاتی میشود که با طب جدید نمیشود؛ یعنی از جنبه نظری طب جدید فنیتر و از جنبه عملی طب قدیم غنیتر است.
شبیه این امر در مورد علمای فقه و اصول نیز احیانا پیش میآید. یک عالم از لحاظ فرمولها و تئوریهای فقهی و اصولی بر دیگری کاملا متفوّق است ولی مشاهده میشود که آن دیگری در استنباط اصابهاش بیشتر است، یعنی ذوق و شمّ فقاهتش بیشتر و بهتر است، در صورتی که شاید کفایه و خارج کفایه را هم نتواند تدریس کند.