مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٧ - بوعلی و قانون جبر در حرکت
از مجموع آنچه گفته شد معلوم شد که از نظر بوعلی اگر ضربهای بر جسمی وارد آید و آن جسم را به حرکت آورد و عوایق و موانعی هم در کار نباشد، حرکت جسم الیالابد دوام خواهد یافت ولو آنکه آن حرکت در جهت ضد میل طبیعی آن جسم باشد.
حالا باید دید تفسیر این پدیده از نظر این فلاسفه چیست؟ آیا از نظر این فلاسفه توجیه فلسفی این پدیده این است که حرکت نیازمند به محرک نیست، یا توجیه فلسفیاش این است که عامل مباشر و مستقیم هر حرکتی طبیعت خود جسم متحرک است، اگر جسمی را به حال خود بگذاریم به طبع خود نوعی حرکت میکند و اگر ضربهای بر آن وارد سازیم طبیعت جسم (یا لااقل میل طبیعی جسم) عوض میشود و نوعی دیگر حرکت ایجاد میکند. نوع اول را «طبیعی» و نوع دوم را «قسری» مینامیم. حرکت طبیعی با وجود عوایق مداوم نیز به شرط آنکه نیروی عایق بیش از نیروی طبیعت نباشد قابل دوام است ولی حرکت قسری اگر با عوایق و موانع تدریجی روبرو شود، هر چند آن عوایق هیچکدام نیرویی برابر با نیروی طبیعت نداشته باشند، تدریجا میل قسری ضعیف میگردد و طبیعت اولیه عود میکند. اما اگر عایق و مانعی در کار نباشد حرکت قسری برای همیشه قابل دوام است.
آنچه در میان مسلمین به نام حرکت طبعی و قسری توضیح داده و توجیه میشد، در عصر جدید به صورتی دیگر توضیح داده و توجیه شد و بزرگترین انقلاب در فیزیک جدید تلقی شد. در کتاب خلاصه فلسفی نظریه نسبیت اینشتاین مینویسد:
«یکی از مسائل اساسی که در نتیجه بغرنجی و پیچیدگی، هزاران سال در تاریکی کامل مانده بود، مسأله حرکت است ... جسم ساکنی را در محل بیحرکتی در نظر میگیریم، برای تغییر وضع دادن به چنین جسمی لازم است مؤثر خارجی بر آن اثر کند و آن را به جلو براند یا بردارد ... ما با تصور غریزی و الهامی خویش حرکت را وابسته به اعمالی چون راندن و بلند کردن و کشیدن میدانیم ... این طرز استدلال غریزی درباره حرکت باطل است و همین نوع تفکر سبب شد که قرنهای زیادی تصور ما نسبت به مسأله حرکت غلط بماند. شاید شخصیت ارسطو ... علت اساسی پایداری این تصور غلط و الهامی بوده باشد. در کتاب مکانیکی که منسوب به اوست و دو هزار سال از عمرش میگذرد چنین میخوانیم: «جسم متحرک موقعی به حالت سکون درمیآید که قوهای که آن را در امتداد خود به حرکت واداشته است نتواند دیگر تأثیر کند و آن را براند». اکتشاف روش استدلال علمی و به کار انداختن آن به