مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥١٣ - جدل، فلسفه پیشرفت
در خارج وجود ندارد. اینها همه معقولات ثانیه هستند و ظرف همه آنها ذهن است.
بر این اساس است که اینها میگویند منطق- که مقصود همان منطق ارسطوست- قوانین خرد را بیان میکند نه قانون واقعیت را و منطق ارسطو از نظر واقعیت هیچ رسایی ندارد. این حرفی است که اینها میگویند و تا این اندازهاش حرف درستی است، ولی البته در منطق ارسطو هم به این نکته توجه شده است و اینطور نیست که در صحت نتیجه فقط درست بودن صورت را کافی بداند و به ماده کاری نداشته باشد، بلکه راجع به اینکه ماده قیاس باید چه باشد و اگر از چه موادی تشکیل شود برهان است و از چه موادی تشکیل شود برهان نیست بلکه خطابه یا جدل است، بحث شده است.
جدل، فلسفه پیشرفت
در این قسمت که تحت عنوان «موارد کاربرد» ذکر شده است دو عنوان مورد بحث قرار گرفته است:
١. جدل، فلسفه پیشرفت ٢. جدل، منطق نیروها.
در ذیل عنوان «جدل، فلسفه پیشرفت» مؤلف میخواهد نشان دهد که آیا فلسفه «شدن» که از تولد و مرگ و حدوث و زوال دائمی اشیاء سخن میگوید و به هیچ امر جاودان معتقد نیست، به یأس و ناامیدی میانجامد یا نه؟ در گذشته گفته شد که در یونان قدیم همین دو شاخه فلسفه وجود داشته است که فلسفه هراکلیت فلسفه «شدن» است و ارسطو هم قهرمان فلسفه «بودن» است و نیز گفته شد که در فلسفه «بودن» ما به چند جاودانگی میرسیم: جاودانگی روح، جاودانگی حقیقت و جاودانگی اصول اخلاقی، و حال آنکه در فلسفه «شدن» هیچ جاودانگی وجود ندارد؛ و این هر سه خصلت از مادی بودن این فلسفه و غیر مادی بودن آن فلسفه ناشی میشود. در اینجاست که یک امتیاز بزرگ برای فلسفه «بودن» توهم میشود که آن، اعتقاد به جاودانگی انسان به عنوان یک فرد و به جاودانگی حقیقت و جاودانگی اصول اخلاقی است و حال آنکه در فلسفه «شدن» هیچ چیزی جاودانه نیست. در اینجاست که اینها میخواهند بگویند که نه، چنین نیست، در این فلسفه به شکل دیگر جاودانگی هست بدون اینکه چیزی جاودانه باشد، و این یک نوع توجیه است برای همه این اصول.