مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧١١ - ٣ جاودانگی اصول اخلاقی
دست داده، بلکه احکام جدیدی جای آنها را گرفته که به هیچوجه مطلق نیست. حکمت عالی سقراط و اخلاق متعالی کانت با آنهمه کبکبه و دبدبه، به عنوان ریا و دروغ و حس اثبات نفس و خود دوستی و حب ذات تعبیر شده است.»
میگوید امروز دیگر کسی اخلاق سقراط و کانت را نمیپسندد و در واقع آنها را نوعی ریا و خودپسندی میدانند. از این آقا باید پرسید که خود ریا و دروغ و خودپسندی که به ملاک اینها اخلاق سقراط و کانت باطل شناخته شده، خود اینها اخلاق مطلقند یا اخلاق نسبی؟ پس معلوم میشود ریا به قول مطلق بد است و اخلاق سقراط و امثال سقراط چون به خوددوستی برمیگردد اخلاق نیست، پس شما خود این معیارها را به قول مطلق گرفتی که هر چه به ریا و خوددوستی منتهی شود ضد اخلاق است.
بعد میگوید:
«اکنون که کلیه احکام نسبی است نباید برای اینکه فلان شخص حکم مورد قبول مرا نمیپذیرد برادرکشی به راه بیندازیم. حکمی که میکنیم برای ما مطلق است ولی این حکم ممکن است برای دیگری مطلق نباشد. وقتی احکام ریاضی مطلق نیست و همه چیز نسبی است، چگونه عدهای میتوانند با حکم مطلق، برادرکشی و خواهرکشی کنند و در این راه از تکنیک استفاده کنند (مثلًا سوسیالیستها در راه عقیدهشان و سرمایهدارها هم در راه عقیدهشان).»
باید [از این شخص] پرسید که آیا محکومیت استفاده از تکنیک و استخدام آن در خدمت ظلم و آدمکشی، مطلق است یا نسبی؟ انتقاد میکند و میگوید مثلًا آمریکا که لیبرالیست است میگوید ما مدافع آزادی هستیم، و از تکنیک استفاده میکند و در یک گوشه دنیا برادرکشی به راه میاندازد، گروه دیگر هم به عذر اینکه فکرشان فکر سوسیالیستی است، باز یک جای دیگر جنگ به راه میاندازند (آنگولا). میگوید: آن کسی که از فکر لیبرالیسم دفاع میکند اشتباه میکند چون این یک فکر مطلق نیست و به خاطر عقاید نسبی نباید برادرکشی کرد. پس اینکه در راه برادرکشی از تکنیک استفاده میشود درست نیست. اشکال این است که: شما استفاده از تکنیک برای برادرکشی را آیا محکوم میکنید یا نمیکنید؟ و آیا به طور مطلق محکوم است یا به طور نسبی؟ اگر نسبی است پس چرا دیگران را به ترک آن دعوت میکنی؟ ممکن