مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٤٨ - تضادها و شرور
یکی اینکه اشیاء همه وجود داشته باشند بدون اینکه بین آنها کوچکترین برخورد و تزاحمی وجود داشته باشد، بدون اینکه [مثلًا آتش] با چیز دیگر مثلًا آب برخورد و تصادمی داشته باشد و آن را از وضع خودش دگرگون کند یا معدوم سازد. این یک فرض است که معمولًا در تصورات عامیانه یک وضع ایدهآل به شمار میرود، «کسی را با کسی کاری نباشد» و هیچ چیز در هیچ چیزی اثر منفی نداشته باشد.
فرض دوم و تصور صحیح این است که: اشیاء در یکدیگر دوگونه اثر میکنند، گاهی مثبت و گاهی منفی؛ باران در زراعت اثر مثبت میگذارد و تگرک اثر منفی.
بعد یک مسأله دیگری مطرح میشود که آیا اثر مثبت میتواند بدون اثر منفی وجود داشته باشد، و آیا اثرهای منفی صددرصد منفی هستند یا جنبه مثبت هم در آنها هست؟ در بحث تکامل، نظر هگل و دیگران را در این مورد نقل کردیم که برای مرگها و نیستیها نقش خلّاق و اثر مثبت قائل هستند و در این جهت نظرشان با نظر حکمای اسلامی موافق است.
و بالاخره در باب شرور، به اینجا میرسند که لازمه عالم طبیعت تزاحم است، و کاسه کوزهها سر ماده اولی شکسته میشود که میگویند منبع شرور است، و از طرف دیگر سر تضادها شکسته میشود که میگویند عالم طبیعت عالم تزاحم است و اشیاء اثر یکدیگر را خنثی میکنند، و اسم این تزاحم و تعارض را «تضاد» میگذارند، مثلًا میگویند آب و آتش تضاد دارند، عناصر با یکدیگر متضادند.
حال آیا این تضاد به همان معنایی است که در باب تقابل میگویند؟ یعنی ناسازگار در اصل وجود، یا نه، تضاد در اینجا ناسازگاری دو امر موجود و مجتمع است، یعنی جنگ دو موجود؟ مسلّما فرض دوم صحیح است و این دو معنی تنها در اسم با هم مشترکند. در آنجا سخن از امتناع اجتماع دو شئ در وجود بود، و در اینجا مسأله امتناع نیست، سخن از ناسازگاری دو شئ موجود است.
فرق این دو نوع تضاد، مثل فرقی است که در «اصول» بین تزاحم و تعارض میگذارند. در تعارض، صدق هر یک از دو دلیل ملازم با کذب دیگری است، ولی در متزاحمین تکاذب در کار نیست و مسأله مسأله تزاحم ملاکهاست. بدون شک در هر دو ناسازگاری وجود دارد ولی در یکی ناسازگاری در صدق و کذب است و در دیگری ناسازگاری در مقام امتثال و عمل.
آن تضادی که در باب تقابل میگوییم چیزی است از قبیل تعارض که وجود یکی