مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٠٩ - یادداشتهای مقاله توحید
بنگرد که دارای دو جنبه و دو صفحه ثابت و متغیر است، از همین راه متغیر محسوس به حکم عقل به وجود ثابت نامحسوس پی میبرد. شیخ اشراق یکی از ادلّهای که بر وجود «مثل» اقامه میکند همین است که حافظ شخصیت مواد عالم همانا «مثل» میباشند.
٦. از آنچه در نمره ٤ شرح دادیم معلوم شد که فرق بین مسائل فلسفی و مسائل علمی [این است] که اولی نامحدود است و دومی محدود، اولی کلّی است و دومی جزئی، اولی مربوط به جهانبینی و رسم کلی جهان است، دومی مربوط است به اجزائی و جزئیاتی که در ترسیم و نقشه کلّی جهان تأثیر ندارد. مثلًا یک وقت هست که ما درباره شهری مثل تهران مطالعه میکنیم، راجع به نقشه و اصول شهر که چگونه است، چند تا خیابان شمال و جنوبی و چند تا شرق و غربی و چند تا خیابانهای به شکل نیم دایره دارد، و یک وقت هست در امری جزئی از تهران مطالعه میکنیم که مثلًا فلان کوچه چند تا خانه دارد.
و همچنین است اطلاعات یک نفر درباره رسم و صورت یک خانه و اطلاعات او درباره محتویات آن خانه یک به یک.
بحث در وجود یک بعد جداگانه برای جهان علاوه بر ابعاد محسوس و قریب به محسوس، مطالعه در نقشه کلّی هستی است و به همین دلیل، فلسفی و کلّی است نه علمی و جزئی.
٧. در مقاله «اصالت روح» گفته شد که ثنویت روح و بدن ثنویت عددی نیست، بلکه ثنویت درجهای است؛ اکنون میگوییم از قبیل ثنویت دو بعد است، ثنویت دو امتداد است. حیات از نظر ما افزایش بر بعد پنجم است. نبات دارای بعد پنجم است، حیوان همین بعد پنجم را دارد و بعد پنجمی آن بعدی دارد یعنی باطنی دارد، و باز بعد بعد حیوان بعد دیگری دارد که آن در یک نوع حیوان یعنی در انسان است، پس انسان دارای بعد پنجم است بعلاوه اینکه آن ... [١]
٨. در نمره ٤ گفتیم که وقتی که کیفیت طرح را دانستیم به ابزار حل هم پی میبریم و بعد گفتیم که علوم حسّی و قوای حسّی به طور مستقیم وسیله حل نیست امّا به طور غیر مستقیم هست. باید اکنون توضیح بدهیم که ما نمیخواهیم نتایج علوم را
[١]. [نسخه دستنویس استاد به همین صورت است.]