مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٧٤ - اشکال
ممکن دارد که وقتی به آن حد برسد دیگر برای انسان کمال بالاتر از آن فرض نمیشود و بالاتر از آن وجوب وجود است [١]؛ یا نه، انسان هرچه که برود باز هم راه برای او باز است. در شرح صحیفه سید علیخان این مسأله را طرح کرده است که آیا صلوات بر پیغمبر (ص) برای ایشان اثری دارد؛ یا نه، فقط برای ما مفید است و برای ایشان که فوق حد نصاب است اثری ندارد؟
عدهای آیه «یا اهل یثرب لا مقام لکم» [٢] را به یثرب انسانیت تأویل میکنند و میگویند انسان حد نهایی ندارد، آخرین حد کمال ممکن ندارد و رسول اکرم (ص) هم همیشه در حال تکامل هستند.
از این اشکال که بگذریم، این حرف نیز که میگویند «آنچه به زندگی انسان ارزش میبخشد تکامل است نه کمال» حرف نادرستی است [٣].
در حرکات اشتدادی، هر مرتبهای نسبت به مرتبه قبلی کمال است و نسبت به مرتبه بعد نقص، یعنی خود کمال هویت تدریجی دارد. اینها خیال کردهاند کمال یک مفهوم استاتیک است. کمال مثل وجود است. الوجودمنه ثابت و منه سیال. کمال هم همینطور است. کمالی ما داریم تدریجی که هویتش تدریجی است. گاهی انسان حرکاتی میکند که فقط و فقط جنبه طریقی دارد و تا به هدف نرسد خود سیر و حرکت ارزشی ندارد، مثل رفتن به جایی برای مقصد خاصی، ولی در حرکات تکاملی واقعی، [انسان] همیشه در راه است و همیشه هم در مقصد، نه اینکه در راه است و در مقصد [نیست]. اینکه او میگوید: «همیشه انسان در راه است» در واقع ضد مقصودش نتیجه میدهد زیرا اگر مقصدی در کار نیست پس تکامل نیست. پس شما که میگویید: «تکامل هست، کمال نیست» باید تکامل را سیر در درجات کمال تلقی کنید، یعنی همیشه در مقصد دارد حرکت میکند ولی مرتبهای مقصد است برای مرتبهای و راه است برای مرتبه دیگری. پس این حرفی که اینجا میزنند (کمال سکون است) حرف درستی است در جایی که متحرک [یک چیز است] و حرکت چیز دیگر است، [ولی در جایی که متحرک و حرکت یک چیز است] مثل حرکت جوهری، میتوانیم بگوییم
[١].
ز احمد تا احد یک میم فرق است | جهانی اندر آن یک میم غرق است | |